شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٤٨ - حديث نهم
كه در قالب مورچهها بودند اقرار بآن نمودند پس ظاهرست كه انكار آن بمجرد تقليد پدران تقصيريست عظيم از ايشان پس آن عذرى از براى ايشان نشود، و اگر كلام بر تمثيل و تخييل حمل شود توجيه تتمه آيه شريفه ظاهرست يعنى نصب دلايل و امارات از براى شما كرديم كه مبادا شما بگوئيد كه: ما از اين غافل و بيخبر بوديم و اين معنى بر ما ظاهر نبود، يا اين كه بگوئيد: بر ما اين معنى ظاهر نبود پس ما تقليد پدران خود كرديم و تقصيرى در آن باب نداريم و الله تعالى يعلم، «بدرستى كه خداى عز و جل فرا گرفت» فرا گيرنده حضرت جبرئيل بود و چون بأمر و فرمان حق تعالى بوده نسبت بخدا داده شد چنانكه بلا تشبيه كار كسى كه بأمر پادشاهى بكند بآن پادشاه نسبت داده مىشود، «از خاك تربتى» بعنوان اضافه است يعنى مشتى از خاك آن خاكى كه خلق كرده از آن حضرت آدم را، و ممكن است كه «التربة» بدل «قبضة» باشد و معنى چنين شود كه: فرا گرفت مشتى از خاك، فرا گرفت خاكى را كه خلق كرد از آن حضرت آدم را.
بعضى از علما استدلال كردهاند بر حمل آيه شريفه بر تمثيل و تخييل به آن چه روايت شده در كافى و غير آن از ابن أبى عمير از بعضى از اصحاب ما كه گفته: گفتيم بحضرت أبى عبد الله ٧ كه:
كيف أجابوا و هم ذر؟- قال: جعل فيهم ما اذا سألهم أجابوه
يعنى فى الميثاق يعنى چگونه جواب گفتند و حال اين كه ايشان مورچهها بودند؟- آن حضرت گفت: گردانيده حق تعالى در ايشان آن چيزى را كه هر گاه سؤال كند ايشان را جواب گويند او را يعنى در ميثاق يعنى مراد جواب گفتن ايشان بود در وقت گرفتن اين پيمان از ايشان در حكايت أ لست و بناى استدلال بر اينست كه گفته: اين بعينه آنست كه ما گفتيم كه حق تعالى تركيب كرده در عقول ايشان آنچه را مىخواند ايشان را بسوى اقرار.
پوشيده نيست كه اين حديث شريف دليل نمىشود بر آن، و دور نيست كه مراد