شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٣٥ - حديث هفتم
اطلاق نوى بطينت كافران باعتبار دورى اوست از هر خيرى نه اين كه لفظ «نوى» مشتق از لفظ «نأى» است و بر هر تقدير ظاهر اينست كه اين معنى بطن آيه كريمه است و ظاهر آن معنى مشهور است و «بعيدست از آن» تأكيد سابق است، و «بيرون مىآورد زنده را از مرده» چنانكه زنده و مرده بر زنده و مرده ظاهرى اطلاق كنند و «زنده» آنرا گويند كه روح حيوانى داشته باشد و «مرده» آنرا گويند كه او را نداشته باشد، همچنين بر مرده و زنده معنوى اطلاق كنند و «زنده» كسى را گويند كه نيكبخت باشد و متصف نباشد بايمان و اخلاق حميده و افعال پسنديده، و «مرده» كسى را گويند كه بر خلاف اين باشد و آيه كريمه بهر دو وجه تفسير تواند شد و بنا بر اول «بيرون آوردن زنده از مرده» مثل بيرون آوردن حيوان از نطفه است بلكه از عناصرى كه از آن مخلوق شده، و «بيرون آوردن مرده از زنده» مثل بيرون آوردن نطفه است از حيوان، و بنا بر دويم بيرون آوردن زنده از مرده، مثل بيرون- آوردن مؤمن است از كافر و عالم از جاهل، و مرده از زنده، مثل بيرون آوردن كافرست از مؤمن و جاهل از عالم، و در اين حديث شريف بر وجه دويم تفسير شده و ظاهرست كه آن أولى و أبلغ است زيرا كه حيات معنوى باقى و جاويدست، و حيات ظاهرى حيات زايل و فانى. «أ و من كان ميتا فأحييناه» تتمه آيه كريمه اينست «و جعلنا له نورا يمشي به في الناس كمن مثله في الظلمات ليس بخارج منها» آيا و كسى كه بوده مرده پس زنده گردانيديم او را و گردانيديم براى او روشنيى كه راه رود بآن در ميان مردم مثل كسيست كه صفت او اينست كه در تاريكيهاست نيست بيرون آينده از آنها، پس «مردن او» اشاره است بتفسير آيه كريمه باين كه مراد بمردن او اينست كه طينت او با طينت كافر مخلوط بود يعنى در وقتى كه پيش از خلق حضرت آدم هر دو طينتها مخلوط شدند بهم، و مراد بزندگى او هنگامى كه جدائى داد خداى عز و جل ميان آنها، «بكلمه خود» يعنى بأمر خود يا بفعل جبرئيل كه كلمه خداست چنانكه قبل از اين مذكور شد يا مراد اختلاط طينت اوست با طينت