شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٣٦ - حديث هفتم
كافر در نطفه پدر، و جدائى داد ميان آنها در وقت خلق آن بامر خود يا بفعل جبرئيل و بهر تقدير پس كسى كه خلق شده از طينت خوب كه در دست راست جبرئيل بود كسيست كه زنده شده است بعد از آنكه مرده بود، و كسى كه خلق شده از طينت ديگر او كسيست كه باقيمانده در تاريكيها يعنى در تاريكى ضلالت و جهالت و عصيان و بيرون نيامده از آنها، «اين چنين بيرون مىآورد خداى عز و جل» اگر اختلاط و جدائى بر اختلاط و جدائى پيش از حضرت آدم حمل شود چنانكه اولا ذكر كرديم ممكن است كه مراد از اين كلام اين باشد كه چنانكه در اول حق تعالى او را زنده و طينت او را جدا كرد از طينت كافر همچنين بيرون مىآورد مؤمن را در وقت تولد او از تاريكى اختلاط طينت او بطينت كافر در نطفه پدر زيرا كه در هر دو نطفه هر دو طينتها باشند، «بسوى نور» كه آن جدا كردن ماده او كه طينت خوب باشد از طينت ديگر و خلق او باشد از آن جزو و اگر بر اختلاط آنها در نطفه و جدا نمودن در وقت خلق او باشد اين كلام نيز بر تصديق سابق حمل شود و بيان اين كه بيرون آوردن او از ظلمت بنور در وقت تولدست كه جدا شود ماده او از طينت كافر، و «بيرون مىآورد كافر را از نور» يعنى از اختلاط طينت او بطينت مؤمن كه بمنزله نور و روشنى است بسوى تاريكى كه تاريكى طينت صرف كافر باشد در وقتى كه طينتها از هم جدا شوند بعد از اختلاط يا در وقت تولد كه طينت كافر از طينت ديگر جدا شده و ماده خلق او گرديد و بنا بر اين ممكن است كه مراد از نور طينت پدر او باشد كه مؤمن است بعد از داخل شدن او بسوى نور يعنى در نور بنا بر اين كه حروف جاره هر يك بمعنى ديگرى مىآيد و ممكن است كه «الى» سهوى از ناسخ يا يكى از راويان باشد و صحيح «فى» باشد «و اينست قول خداى عز و جل»: «لينذر من كان حيا و يحق القول على الكافرين» يعنى نيست آنچه فرستاديم بر پيغمبر مگر ذكر يعنى پند و ارشاد و قرآنى ظاهر كه كتابيست آسمانى و كلام بشر نيست از براى اين كه بترساند قرآن يا پيغمبر كسى را كه بوده باشد زنده و «ثابت گردد قول» يعنى كلمه عذاب بر كافران، مراد به «زنده بودن»