شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٣٢ - حديث هفتم
خلق كردنى و از آسمانها خلق كردنى، نهايت بنا بر اين در هر دو موضع بايست «ذرأ» بهمزه باشد نه «ذرو» بواو چنانكه در نسخهها واقع شده، و ممكن است كه سهو باشد از ناسخ يا اين كه همزه بدل بواو شده باشد از براى تخفيف، «پس گفت» يعنى حضرت جبرئيل به آن چه در دست راست او بود از آن يا حق تعالى فرمود به آن چه بر دست راست جبرئيل بود: از تست رسولان و پيغمبران يعنى ايشان همه از تو خلق شوند، و «رسول» گاهى مستعمل مىشود بمعنى مطلق نبى و پيغمبر يعنى كسى كه وحى از جانب خدا بر او نازل شده باشد بنا بر اين ذكر «انبياء» بعد از «رسل» تأكيد خواهد بود، و گاهى مستعمل مىشود در پيغمبرى كه دين تازه يا كتابى داشته باشد و بنا بر اين ذكر «انبياء» بعد از «رسل» تعميم خواهد بود بعد از تخصيص، و مراد به «أوصياء» اوصياء پيغمبران است و «صديقان» يعنى جمعى كه ملازم صدق و راستىاند، يا ملازم تصديق انبياء و رسلند، يا أعمال ايشان تصديق أقوال ايشان ميكند، و «مؤمنان» يعنى جمعى كه ايمان بخدا و پيغمبران و گفتههاى ايشان آوردهاند و اقرار بآن نمودهاند و ايشان همان صديقانند بنا بر تفسير دويم آن و بنا بر دو تفسير ديگر هر يك اعم از ديگرىاند بر وجهى، چنانكه بر متأمل مخفى نيست، و «نيكبختان» شامل همه جماعات مذكوره است و بمنزله تأكيد آنهاست، و «هر كه را مىخواهم گرامى بودن او را» ظاهر اين كلام اينست كه گوينده حق تعالى باشد، و اگر گوينده حضرت جبرئيل باشد، پس اين باعتبار اينست كه هر چه جبرئيل گويد از جانب حق تعالى گويد، و ممكن است بنا بر اين كه «اريد» بصيغه مضارع متكلم خوانده نشود بلكه بصيغه ماضى مجهول خوانده شود و معنى اين باشد كه: هر كه اراده كرده شده گرامى بودن او يعنى حق تعالى خواسته آنرا، و پوشيده نيست كه اين هم شامل همه جماعات مذكوره است و بمنزله تأكيد آنهاست و مراد به «خواستن» علم است يعنى هر كه را علم دارم كه گرامى و بلند مرتبه خواهد بود و اگر نه حق تعالى همه كس را مىخواهد كه گرامى گرداند اما باختيار خود، و بعضى باختيار خود را