شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٢٢ - حديث چهارم
حال او گردد، و ممكن است كه «تهوي إليهم» در سابق و در اينجا هر دو بمعنى ميل بسوى ايشان باشد از «هوى» بمعنى خواهش، و بر هر تقدير مراد در هر دو موضع ميل است كه بسر حد جبر و اضطرار نرسد چنانكه قبل از اين مذكور شد و بنا بر اين اشكالى در ثواب آن گروه و عقاب اين فرقه لازم نمىآيد، «كلا إن كتاب الفجار لفي سجين» باز ايستند از خيانت در كيل يا در وزن يا از غفلت برانگيختن روز جزا كه در سابق مذكور شدهاند بدرستى كه كتاب گناهكاران در سجين است و «سجين» چنانكه در شرح حديث اول مذكور شد اسم جهنم است يا واديى خاص از آن، بنا بر اين معنى اينست كه نامه اعمال ايشان در جهنم يا در آن وادى ضبط شود، «و ما أدراك ما سجين» و چه چيز دانا كرده است ترا كه چيست سجين يعنى تو كنه و حقيقت آنرا نمىدانى، چه آن عظيمترست از آنكه برسد فهم كسى بآن، «كتاب مرقوم» يعنى كتاب سجين كتابيست مرقوم يا سجين موضع و محل كتابيست مرقوم يعنى نوشته شده بخطى بين واضح، يا نشان كرده شده كه هر كه ببيند آنرا ميداند كه خير نيست در آن، و ممكن است كه «سجين» نام نامه أعمال گناهكاران شده باشد باعتبار اين كه سبب سجن و حبس ايشان مىشود در جهنم پس صاحب آن سجين است يعنى در سجن و زندانست باعتبار آنكه نامه ايشان انداخته مىشود در زير زمينها پس گويا حبس شده در آنجا و بنا بر اين معنى اينست كه كتاب گنهكاران يعنى آنچه نوشته مىشود از اعمال ايشان در سجين است و آن نامهايست مرقوم بيكى از دو معنى كه از براى «مرقوم» مذكور شد، «ويل يومئذ للمكذبين» واى در آن روز از براى تكذيب كنندگان يعنى تكذيب كنندگان بآن روز و منكران آن و وجه مناسبت خواندن هر يك از اين دو آيه كريمه در موضع خود ظاهرست، چه آيه اول در شأن فرقه اول است و آيه دويم در بيان حال فرقه دويم.