شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥١٢ - حديث اول
يا خلقتى و جبلتى كه مناسب جهنم و رفتن بآن باشد «پس آميزش داده ميان آن دو طينت» پوشيده نيست كه ظاهر اين كلام اينست كه طينت ابدان مؤمنان نيز از طينت عليين باشد اما مرتبه باشد پستتر از مرتبه طينت دلهاى ايشان چنانكه اولا ذكر كرديم كه اگر قسم ثالثى باشد ظاهر اين بود كه بفرمايند كه آميزش داده ميانه آن سه طينت، و مراد اينست كه هر دو گلها را با هم آميخته و حضرت آدم را از آن خلق كرده يا اين كه او را خلقى كرده كه در آن هر دو خلقت و جبلت ملاحظه شده پس پيغمبران و مؤمنان از اولاد او از آن جزو كه طينت عليين است خلق شوند يعنى غالب در طينت ايشان آن گل يا آن خلقت است و آن گل ديگر يا خلقت ديگر مكنون و پنهانست نه اين كه در اصل ايشان آن گل ديگر يا خلقت ديگر نيست زيرا كه بنا بر اين خلق كافر از اولاد ايشان كه از آن طينت ديگرست مشكل مىشود مگر آنكه گوئيم كه آن طينت ديگر در نطفه ايشان از خارج داخل شود و خلق كافر از آن باشد هر چند از اولاد ايشان نباشد[١] باعتبار آنكه ماده او بحسب ظاهر نطفه ايشان باشد اگر چه در حقيقت خلق او از ان گل باشد كه داخل در آن شود، و اگر مراد بطينت خلقت يا جبلت باشد امر ظاهرتر مىشود، زيرا كه ممكنست كه از نطفه پيغمبرى يا مؤمنى كسى خلق شود كه خلقت و جبلت او مناسب جهنم باشد و او را به آنجا خواند هر چند در والد او آن خلقت و جبلت اصلا نباشد، «پس ازين» يعنى باين سبب «مىزايد مؤمن كافر را» باين معنى كه از آن طينت كه در او كامن است بهم رسد يا از نطفه او بخلقتى خلق شود كه مناسب جهنم باشد و او را بكفر خواند، «و مىزايد مؤمن كافر را» باين نحو كه مؤمن از آن طينت خوب كه در آن پنهان بوده بهمرسد، يا از نطفه آن بخلقت و جبلتى خلق شود كه مناسب بهشت باشد و او را بايمان و كارهاى خوب خواند، «و از اينجا مىرسد مؤمن گناه را، و از اينجا مىرسد كافر كار نيك را» يعنى رسيدن مؤمن گناهان را باعتبار آميزش طينت او
[١] - در دو نسخه:« باشد».