شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٠٠ - شرح اخبار طينت
طينت مرتضوى، گردون وقارى كه تا آفتاب بىزوال سلطنت روز افزونش از مشرق آفتاب بلند برآمده عمر ظلمانى شب ظلم انديشى ستمكاران تيره روزگار چون دود شعله سركش خس و خار بسر آمده، و از آن زمان كه شمع خورشيد مثال دولت ابد مقرونش از پرتو طينت ارجمندش بچراغ افروزى دودمان شاهى قد علم ساخته، اختر طالع وارون و كوكب بخت دگرگون أعادى دين و دولت را چون پروانه پرسوخته از اوج بلند پروازى انداخته، دارا دربانى كه آئينه با صفاى طينت پاكش بدن نماى اقبال اسكندرى است، و دود نور آساى شعله ادراكش مژگان رساى چشم بصيرت و ديده ورى، شرايع پاسبانى كه از انديشه سختگيرى شحنه سياستش در قورق محرمات اگر زهره شير ژيان از شير مست شدن طفل نادان آب شود رواست، و از بيم بازخواست قهرمان قهر و سطوتش اگر پروانه كه با شمعى نزد محبت باخته باشد خود را چون عود قمارى در آتش سوزد بجا، غره ناصيه معرفت و دانش، قره باصره بصيرت و بينش، دوام افزاى دولت خداداد بنصب لواى عدل و احسان، خلود آراى، ملك ابد بنياد بخفض بناى جور و عدوان، السلطان بن السلطان بن السلطان، الخاقان بن الخاقان بن الخاقان شاه سلطان حسين الموسوى الصفوى بهادر خان خلد الله ملكه و سلطانه ما حقق باقامةالحق الحجة و أقام برهانه بنا بر طريقه أنيقه دين پرورى و رويه مرضيه درست انديشى و حقانيت گسترى همگى همت والا نهمت بر اين گماشته و تمام توجه خاطر ملكوت ناظر مصروف بر اين داشتهاند كه همه جهانيان و تمام عالميان در هر باب سالك طريق حق و رشاد بوده متحلى بحليه صفاى عقيدت و حسن اعتقاد باشند لهذا مقرر فرمودند بالمشافهة العلية العالية كه داعى دوام دولت قاهره ابديه نيازمند رحمت بىدريغ كردگارى جمالالدين محمد خوانسارى آن احاديث شريفه را شرح كرده در اين باب آنچه مطابق حق و صواب داند بر لوح تحرير نگارد بنا بر اين با وجود قصور بضاعت و عدم استطاعت بحكم «المأمور معذور» اين رساله را سمت نگارش داده تحفه مجلس