شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٩٩ - شرح اخبار طينت
بود، أولين واسطه خلقتى كه بمؤداى «أول ما خلق الله نورى» قبل از آنكه كسوت هيولانى لعبت صورت ساير كاينات در دستگاه آفرينش پيرايهپذير سمت نمايش گردد حله روحانيت شعار خلقتش در كارخانه صنع رحمت كردگارى جلوه تقدس طرازى و تجرد نگارى مىنمود عليه و آله الأئمة المعصومين سلام الله عز و جل، ما جعل خلق الطينة «من سلالة من طين» و «خلق الإنسان من عجل».
اما بعد بر صافى[١] طينتان پاكيزه سرشت و عارفان نيك و بد هر خوب و زشت پوشيده نماناد كه چون برخى از اخبار صدق آثار در باب طينت مؤمنين و كفار بطريقى روايت شده كه شايد بعضى از قاصر فهمان بىخبر و ظاهر بينان صورت نگر آئينه حق نماى توجيه آنها را بر وجه صواب صورتنماى معنى حق در هر باب نتوانند نمود و از آنها توهم اين كنند كه طينت هر يك از ارباب هدى و ضلال مقتضى نيك و بد عقايد و افعال ايشان بوده و باين اعتبار در افعال عباد بالضروره بجبر و اضطرار و عدم قدرت و اختيار قائل گردند و نواب كامياب، گردون جناب سپهر قباب، أعلى حضرت، آفتاب طينت، مشترى سعادت، بهرام صولت، كيوان رفعت، سكندر شوكت، جمشيد حشمت، نور سرشت، قدسى سرنوشت، آب و رنگ گلستان جاه و جلال، گلگونه بهارستان سلطنت و اقبال، درى[٢] سپهر پادشاهى، خورشيد أفق ظل اللهى، نو بهار چمن بىخزان دين و دولت، تازه نهال گلشن خلد نشان ملك و ملت، والاتبارى كه خميره ذات موسوىنژاد أطهرش آميخته بسرشت مبادى آثار فطرت نبوى است، و گرده وجود تقدس بنياد انورش بيخته جوهر فائض الانوار
[١] - در نسخه ديگر:« پاكيزه» و در نسخه ثالث:« صاف».
[٢] - در غياث اللغات گفته:« درى بالضم و تشديد راى مكسور لفظ عربيست بمعنى ستاره روشن كه بزرگ باشد، از صراح و سرورى و كشف» و در منتهى الارب گفته:
« كوكب درى بالضم و يثلث ستاره روشن، و درى السيف درخشندگى شمشير و روشنى آن».