شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٧ - ٩٦٦٤ ما لابن آدم و الفخر و اوله نطفة و آخره جيفة، لا يرزق نفسه و لا يدفع حتفه
آرايش نيافته آدمى بزينتى زيباتر از جوانمردى.
٩٦٦٠ ما أحسن بالانسان أن يقنع بالقليل و يجود بالجزيل.
چه نيكوست بآدمى اين كه قناعت كند باندك و بخشش كند ببسيار.
٩٦٦١ ما أقبح بالانسان باطنا عليلا و ظاهرا جميلا.
چه زشت است بآدمى باطنى بيمار و ظاهرى زيبا.
٩٦٦٢ ما أهمنى ذنب أمهلت فيه حتى أصلى ركعتين.
غمناك نمىسازد مرا گناهى كه مهلت داده شوم در آن تا اين كه بگزارم دو ركعت نماز، مراد اينست مرا كه نماز كفاره گناهان مىشود پس كسى كه گناهى بكند اگر اين قدر مهلت يابد كه بعد از آن دو ركعت نماز كند چندان غمناك از آن گناه نباشد اميد آنست كه آن نماز كفاره آن شده باشد، اندوه زياد بر گناهى بايد كه بعد از آن توفيق نماز نيابد.
پوشيده نيست كه نسبت دادن اين معنى بخود بر فرض و تقدير وقوع گناهيست از او مانند ساير رعيت، و لازم نيست كه اين معنى تحقق تواند يافت، با اين كه نسبت چيزى بخود در جائى كه غرض نسبت بديگران باشد در كلام عرب متعارف و شايعست.
٩٦٦٣ ما أقبح بالانسان أن يكون ذا وجهين.
چه زشت است بآدمى اين كه بوده باشد صاحب دو رو، يعنى نفاق كند با مردم، و ظاهر و باطن او موافق نباشد، يا در حضور و غيبت كسى مخالف باشد.
٩٦٦٤ ما لابن آدم و الفخر و اوله نطفة و آخره جيفة، لا يرزق نفسه و لا يدفع حتفه.