شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٣ - ٩٦٤٦ ما أعظم اللهم ما نرى من خلقك، و ما أصغر عظيمه فى جنب ما غاب عنا من قدرتك
٩٦٤٢ ما أبعد الخير ممن همته بطنه و فرجه.
چه دورست خير از كسى كه عزم و همت او شكم او و فرج او باشد يعنى عزم او مقصور بر آنها باشد و در غم تهيه و تدارك آخرت نباشد، يا اين كه اهتمامى به آنها داشته باشد چه همين نشان دورى خيرست از آن كسى كه خير نزديك باشد باو [واو] اهتمام و اعتنائى نمىدارد به آنها.
٩٦٤٣ ما أعمى النفس الطامعة عن العقبى الفاجعة.
چه كورست نفس طمع كننده از عاقبت درد آورنده، غرض اظهار تعجب است از نهايت كورى نفسى كه طمع كننده در دنيا باشد از عاقبت درد آورنده كه جهنم و عذابهاى آن باشد، و اين كه تا كسى نهايت كورى از آن نداشته باشد طمع در دنيا كه بآن عاقبت مىكشد نكند.
٩٦٤٤ ما الانسان لو لا اللسان الا صورة ممثلة او بهيمة مهملة.
نيست آدمى اگر نباشد زبان مگر صورتى كشيده شده يا جانورى واگذاشته شده، مراد ترغيب آدميست در اهتمام در اصلاح زبان خود، و اين كه امتياز آدمى به آنست، و اگر آن نباشد بمنزله صورتيست كشيده شده يا جانور جنبنده كه مهمل واگذاشته شده باشد و تربيتى نيافته باشد.
٩٦٤٥ ما أصدق الانسان على نفسه و أى دليل عليه كفعله.
چه راستگوست آدمى بر نفس خود، و كدام دليلست بر او مانند كار او، غرض اينست كه خوبى و بدى آدمى را از افعال و اعمال او مىتوان يافت و آنها عجب گواهى راستند و دليلى بر آن مانند آنها نباشد.
٩٦٤٦ ما أعظم اللهم ما نرى من خلقك، و ما أصغر عظيمه فى جنب ما غاب عنا من قدرتك.