شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٧ - ٩٦٢٧ ما كان الله سبحانه ليضل أحدا و ليس الله بظلام للعبيد
در خود و احتمال دهد كه پى برده باشند بآن، او ترسناك ميباشد و از ترسناكى او در سخن گفتن استنباط گنهكارى او مىتوان كرد، و ممكن است كه غرض مجرد ترغيب در بيگناهى باشد در هر باب تا هميشه دلير باشد و شك زده و ترسناك نباشد.
٩٦٢٧ ما كان الله سبحانه ليضل أحدا و ليس الله بظلام للعبيد.
نيست خداى سبحانه چنين كه گمراه كند كسى را و نيست خدا بسيار ظلم كننده براى بندگان، مراد اينست كه حق تعالى هيچ كس را گمراه نمىكند بلكه دليل و راهنما از براى هر كس تعيين كرده بنصب پيغمبران و ائمه حق در هر عصر و زمان، پس هر كه گمراه مىشود خود او خود را گمراه كرده بترك متابعت ايشان، يا دانسته بسبب خواهشها و هواها، و يا ندانسته بسبب تقصير در سعى و طلب راه حق و اعتماد در آن بر مجرد دين پدران يا امثال آن، و نيست خدا بسيار ظلم كننده براى بندگان، اقتباس شده از قرآن مجيد از براى اشاره باين كه اگر او گمراه كند كسى را و با وجود اين عذاب كند او را بر آن، اين نهايت ظلم است بر او و حق تعالى منزه است از آن، اگر كسى گويد كه: حق تعالى منزه است از ظلم، قليل آن و كثير آن، پس تخصيص نفى ببسيار از آن در آيه كريمه چه وجه مىتواند داشت؟
جواب گوئيم كه: تخصيص مذكور دو وجه مىتواند داشت، يكى اين كه حق تعالى هر صفتى كه داشته باشد بايد كه كمال آن را داشته باشد چنانكه در علم و قدرت و رحم كمال آنها را دارد پس اگر- نعوذ بالله- ظالم مىبود بايست كه كمال آن را نيز داشته باشد پس وجه تخصيص آن بنفى اشاره باين معنى مىتواند بود. دويم اين كه حق تعالى با وجود كمال قدرت و توانائى او بر هر چيز و عدم احتياج بچيزى از هيچ راه اگر- نعوذ بالله- اندك ظلمى كند، آن هر چند كم و اندك باشد از آن ذات با آن صفات كمال ظلم خواهد بود پس وجه تخصيص مذكور اشاره باين معنى