شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٤ - ٩٦١٦ ما قال الناس لشيء طوبى الا و قد خبأ له الدهر يوم سوء
نشوند، يا در هم آميختن تفاصيل احكام بعنوانى كه از يكديگر ممتاز بگردند و زشتى آنها ظاهرست، و «لبس» بمعنى مخلوط شدن تاريكى نيز آمده و بنا بر اين معنى بر قياس سابق اينست كه ايضاح كلام يا احكام بايد زيرا كه نيست بعد از تجاوز از آن مگر اختلاط تاريكى جهالت و گمراهى، و بر هر تقدير ممكن است كه مراد همان مضمون فقره سابق سابق باشد و اين كه ملازمت حق بايد. زيرا كه نيست بعد از حق كه حق تعالى ايضاح آن كرده و روشن نموده مگر مخلوط كردن گمراهى بآن و تصوير آن بصورت آن، يا اختلاط تاريكى گمراهى.
٩٦١٤ ما من جهاد أفضل من جهاد النفس.
نيست هيچ جهادى افزون مرتبهتر از جهاد با نفس خود چنانكه مكرر مذكور شد.
٩٦١٥ ما قدمت من دنياك فلنفسك، و ما أخرت منها فللعدو.
آنچه پيش فرستى از دنياى خود پس از براى نفس توست، و آنچه پس اندازى از آن پس از براى دشمنست، «بودن آنچه پس اندازد از براى دشمن» يا باعتبار اينست كه گاهى بدشمن مىرسد، و يا باعتبار اين كه دشمنان او از شيطان و غير او مسرور مىشوند بآن كه او بهره از آن نبرد و حساب و كتاب آن با او باشد.
٩٦١٦ ما قال الناس لشيء طوبى الا و قد خبأ له الدهر يوم سوء.
نگفتهاند مردم از براى چيزى «خوشا» مگر اين كه و بتحقيق پنهان كرده باشد از براى آن روزگار روز بدى، مراد اينست كه هيچ نعمتى از دنيا نيست كه آميخته بألمى نباشد حتى اين كه هر حالى را كه كسى خوش يابد و گويد كه: خوشا، اين نمىشود كه روزگار در برابر آن روز بدى از براى او پنهان نكرده باشد كه بآن برسد و تلافى آن فرح و شادى بشود.