شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٣ - ٩٦١٣ ما بعد النبيين الا اللبس
خود بى اين كه مبالغه شود در ترجيح آخرت و ذم دنيا كه معلوم بوده كه قبول آنها نخواهد كرد.
٩٦١١ ما «ذا بعد الحق إلا الضلال».
چه چيزست آنچه بعد از حق است مگر گمراهى. يا چه چيزست بعد از حق مگر گمراهى، و بر هر تقدير استفهام انكاريست و بنا بر اول «ما» استفهام است يعنى چه چيزست و «ذا» موصول است، و بنا بر دويم مجموع «ما ذا» استفهام است و بمعنى چه چيزست يا اين كه ما استفهام است بآن معنى و «ذا» زائده است[١] و مراد اينست كه: نيست آنچه بعد از حق است مگر گمراهى، يا نيست چيزى بعد از حق مگر گمراهى، و مراد ترغيب در ملازمت حق است و تجاوز نكردن از آن بهيچ وجه، زيرا كه بعد از تجاوز از آن نباشد مگر گمراهى، و اين آيه كريمه است[٢] و بايد كه اقتباس شده باشد از براى اخت فقره بعد، بنا بر اين تمام آن از كلمات آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه نقل شده باشد.
٩٦١٢ ما ضاد العلماء كالجهال.
دشمنى نكرده علما را كسى مثل جاهلان.
٩٦١٣ ما بعد النبيين الا اللبس.
نيست بعد از واضح كردن مگر خلط كردن و در هم آميختن، ممكنست كه مراد بر قياس فقره سابق سابق ترغيب در واضح كردن كلام و أحكام باشد و اين كه بعد از تجاوز از آن نيست مگر مخلوط كردن و در هم آميختن مطالب بعنوانى كه فهميده
[١] - از« و بنا بر اول» تا« ذا، زائده است» در حاشيه نوشته شده است و امضاء« منه» نيز دارد.
[٢] - وسط آيه ٣٢ سوره مباركه« يونس» و تمام آن اين است« فذلكم الله ربكم الحق فما ذا بعد الحق إلا الضلال فأنى تصرفون».