شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٨ - ٩٥٩٨ ما أقرب الحى من الميت للحاقه به
نعمتهاى آخرت، مراد تعجب است از بزرگى نعمتهاى حق تعالى در دنيا و كوچكى آنها با وجود آن بزرگى در جنب نعمتهاى آخرت و نسبت به آنها.
٩٥٩٥ ما ساد من احتاج إخوانه الى غيره.
مهتر نبوده كسى كه محتاج باشند برادران او بسوى غير او، مراد اينست كه مهتر و بزرگ هر قومى بايد كه بأحوال برادران خود برسد و ايشان را محتاج بديگرى نگذارد پس كسى كه برادران او محتاج بغير او باشند او در حقيقت مهتر و سركرده نبوده.
٩٥٩٦ ما استغنيت عنه خير مما استغنيت به.
آنچه بى نياز گردى از آن بهترست از آنچه بى نياز گردى بآن، يعنى بى نيازى از چيزى باعتبار ترك آن و محتاج نبودن بآن بهترست از بى نيازى بسبب آن، يعنى از احتياج بآن و بى نيازى بسبب داشتن آن، زيرا كه در بى نيازى اول نه تعب و زحمتى باشد و نه بيم افتادن در گناهى، و بى نيازى دويم بى تعب و زحمت در تحصيل آن يا محافظت آن نباشد و بسيار باشد كه بسبب آن در وزر و وبالى افتد.
٩٥٩٧ ما صبرت عنه خير مما التذذت به.
آنچه صبر كنى از آن بهترست از آنچه لذت يابى بآن، يعنى صبر از چيزى هر گاه نبوده باشد بهترست از لذت يافتن بآن بسعى كردن در تحصيل آن و لذت يافتن بآن بعد از آن، چنانكه از شرح فقره سابق ظاهر شد، يا اين كه آنچه را نداشته باشى و صبر كنى از آن بهترست از آنچه داشته باشى و لذت يابى بآن، زيرا كه در عوض صبر مذكور اجر و ثوابى باشد كه آن را نسبتى نباشد بلذتهاى دنيوى.
٩٥٩٨ ما أقرب الحى من الميت للحاقه به.
چه نزديكست زنده بمرده از براى لاحق شده او باو.