شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٦ - ٩٥٣٤ ما أنجز الوعد من مطل به
موافقت با احاديث ديگر كه در باب زنا واقع شده.
٩٥٣٢ ما ارتاب مخلص و لا شك موقن.
شك نكرده هيچ مخلصى، و شك نكرده هيچ صاحب يقينى، يعنى مخلصان حق تعالى كه خود را خالص گردانيدهاند از براى بندگى او، و همچنين آنانكه يقين كامل دارند در معارف او هرگز ايشان را ريبى و شكى نبوده در معرفت حق تعالى و كسى را كه يك وقتى ريبى و شكى بوده باشد در آن بمرتبه اخلاص و ايقان نمىتواند رسيد، و از اينجا ظاهر مىشود كه خليفه و امام كه بايد كه از مخلصان و موقنان باشد نمىشود كه يك وقتى كافر و مشرك بوده باشد مانند خلفاى ثلاثه كه باتفاق خاصه و عامه قبل از اسلام كافر و مشرك بودهاند.
٩٥٣٣ ما آمن بالله من سكن الشك قلبه.
ايمان نياورده بخدا كسى كه ساكن باشد شك در دل او، ظاهر اينست كه مراد اين باشد كه در ايمان يقينى بايد كه اصلا احتمال خلاف در آن ندهد و ظن و گمان كه احتمال خلاف در آن باشد هر چند احتمال بعيدى باشد كافى نيست، و بنا بر اين مراد به «شك» مطلق تردد باشد و دادن احتمال خلاف هر چند احتمال مرجوحى باشد چنانكه آن يكى از معانى «شك» است نه «شك» بمعنى ترددى كه طرفين آن مساوى باشد چنانكه معنى مشهورتر آنست زيرا كه ايمان نياوردن صاحب شك باين معنى ظاهرست و قابل بيان نيست، مگر اين كه بر اين حمل شود كه كسى كه شك در دل او يك وقتى ساكن شده باشد و قرار گرفته باشد هرگز ايمان نياورد و اين از امورى باشد كه آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه از راه علم بغيب آن را داند چنانكه فقره سابق نيز بايد كه بر اين حمل شود و الله تعالى يعلم.
٩٥٣٤ ما أنجز الوعد من مطل به.