شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٣ - ٩٥٢١ ما أكثر من يعترف بالحق و لا يطيعه
مثل مسافرى كه عزم طى منزل در شب كند چون شب شود خواب غلبه كند و مانع شود از آنها و درهم شكند آنها را و اين كالمثلى است كه گاهى مىگويند در مقامى كه غرض تعبير و سرزنش كسى باشد بعدم ثبات عزم او و اين كه عزمهاى خود را زود بر هم مىزند بكاهلى، يا باندك سببى، و گاه باشد كه در مقامى گويند كه غرض تحريص كسى باشد بر كردن كارى كه عزم آن كرده باشد و اين كه تأخير آن بسيار مىشود كه سبب فوت آن مىشود بكاهلى يا باندك سبى، و گاه باشد كه در مقامى گويند كه غرض تسلى كسى باشد از عزم بدى كه كسى نسبت باو كرده باشد باين كه انديشه زياد از آن نبايد داشت بسيار مىشود كه خواب امشب عزم امروز را بر هم شكند بسبب سانحه كه در اين شب روى دهد يا بتغير رائى بى آن و اين بنا بر اين نزديكست بمثل مشهور «الليل حبلى»[١] يعنى شب آبستن است كه در مقام تسلى مىگويند، و گاه باشد كه آن را نيز در مقام تحريص گويند.
٩٥٢٠ ما أهدم التوبة لعظيم الجرم.
چه چيز خراب كننده كرده توبه را از براى گناه بزرگ، يعنى چه خراب كننده است توبه از براى گناه بزرگ، و مراد به «توبه» چنانكه قبل از اين مذكور شد پشيمانى از گناهست از صميم قلب و عزم جزم بر عدم رجوع بآن، و همه گناهان بزرگ باين آمرزيده گردد مگر اين كه حق الناس باشد كه در آنجا اداى حق او يا استرضاى او بايد كرد.
٩٥٢١ ما أكثر من يعترف بالحق و لا يطيعه.
چه چيز بسيار كرده كسى را كه اعتراف ميكند بحق و فرمانبردارى نمىكند آن را، يعنى چه بسيارست چنين كسى و غرض تعجب از بسيارى آنست.
[١] - اشاره است بمثل معروف« الليل حبلى لست تدرى ما تلد» يعنى« شب آبستن است تا چه زايد سحر» و در مثنويات حافظ است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|