شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٧٧ - ١١٠٣٢ يغلب المقدار على التقدير حتى يكون الحتف فى التدبير
مىخوابد مرد بر مرگ فرزند و نمىخوابد بر ظلم، غرض اينست كه ألم و درد ظلم زياده از مرگ فرزندست پس آن را سهل نبايد شمرد و از مظلوم بر حذر بايد بود.
١١٠٢٩ يوم المظلوم على الظالم أشد من يوم الظالم على المظلوم.
روز مظلوم بر ظالم سختترست از روز ظالم بر مظلوم، مراد به «روز مظلوم» روزيست كه حق تعالى بازخواست ظلم او را از ظالم بكند.
١١٠٣٠ يشفيك من حاسدك أنه يغتاط عند سرورك.
شفا مىدهد ترا از رشك برنده تو اين كه او خشمناك بگردد نزد شادمانى تو، مراد اينست كه همين كافيست در شفاى تو از درد كدورتى كه از رشك برنده بر تو داشته باشى اين كه او بمجرد شادمانى تو خشمناك مىگردد بى اين كه تو بدى نسبت باو بكنى پس در انتقام از او بهمين بايد اكتفا كرد و تلافى ديگر نبايد بلكه همواره خود را باو شادمان بايد نمود تا او در آتش خشم بسوزد و بگدازد.
١١٠٣١ ينبىء عن فضلك علمك، و عن افاضلك بذلك.
خبر مىدهد از افزونى مرتبه تو علم تو، و از احسان تو عطاى تو، يعنى افزونى مرتبه تو بقدر علم تست، و احسان تو بقدر عطا و دهش تو.
١١٠٣٢ يغلب المقدار على التقدير حتى يكون الحتف فى التدبير.
غلبه ميكند مقدار بر تقدير تا اين كه مىگردد يا ميباشد مرگ در تدبير، مراد به «مقدار» مقدار و اندازه حتمى است كه حق تعالى از براى عمر كسى قرار داده باشد و مراد به «تقدير» تقدير اينست كه آدمى خود كند از براى شفاى خود يا افزونى عمر خود، و مراد اينست كه آن مقدار حتمى تخلف نمىكند و غلبه ميكند بر همه تقديرات آدمى تا اين كه گاه مىشود كه مرگ در تدبيرى مىشود كه او ميكند از براى شفا يا بقاى خود، و همان علت مرگ او مىشود.