شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٧ - ١٠٩٥٤ ينبغي للعاقل اذا علم أن لا يعنف، و اذا علم أن لا يأنف
از كردن بديها باشد بعد از اين و پشيمانى از آنچه سابق كرده باشد و از روى ترس اين كه اين جدا نشدن از حذر و پشيمانى از راه ترس اين باشد كه مبادا بسبب آنچه كرده يا خواهد كه بكند بلغزد پاى او و بيفتد در هلاكت أخروى.
١٠٩٥٣ ينبغي أن يكون التفاخر بعلى الهمم، و الوفاء بالذمم، و المبالغة فى الكرم، لا ببوالى الرمم، و رذائل الشيم.
سزاوارست اين كه بوده باشد مفاخرت كردن با يكديگر ببلند همتها، و وفا كردن بپيمانها، و مبالغه در كرم نه بكهنههاى استخوانهاى پوسيده و نكوهيدههاى خويها، مراد اينست كه چيزى كه قابليت اين دارد كه كسى مفاخرت كند بآن همت و عزم بلندست كه برساند آدمى خود را بآن بشرف و مرتبه بلندى و وفا كردن بعهدها و پيمانها كه بكند، و مبالغه در كرم يعنى جهد كردن و كوتاهى نكردن در آن، و مراد به «كرم» سخاوت وجودست يا گرامى و بلند مرتبه بودن، «نه بكهنههاى استخوانهاى پوسيده» يعنى نه به آن چه شايع است ميانه مردم كه مفاخرت ميكنند ببزرگى پدران و أجداد و انتساب بايشان[١] كه بمنزله ريسمان كهنه است و مفاخرت ميكنند بخويهاى نكوهيده مثل شدت غضب و تعدى و طغيان و بى باكى در قتل و غارت و أمثال آنها.
١٠٩٥٤ ينبغي للعاقل اذا علم أن لا يعنف، و اذا علم أن لا يأنف.
سزاوارست از براى عاقل هر گاه تعليم كند اين كه درشتى نكند، و هر گاه تعليم كرده شود اين كه آن را ننگ و عار خود نداند.
[١] - نظير اين حديث شريف است حديثى ديگر كه نيز از آن حضرتست ٧:
المرء يفتخر بالهمم العالية لا بالرمم البالية، و در اين باب نيكو سرودهاند:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|