شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٢٦ - ١٠٨٧٩ لا ينتصف من سفيه قط الا بالحلم عنه
١٠٨٧٧ لا يستغنى عامل عن الاستزادة من عمل صالح.
بىنياز نمىگردد هيچ عمل كننده از طلب زياد كردن از عمل صالحى يعنى كسى بجائى نمىرسد از أعمال صالحه كه بس باشد او را و ديگر طلب زياده بر آن نبايد بكند بلكه بهر مرتبه كه برسد بايد كه طلب زياده بر آن بكند، زيرا كه فضل و كرم حق تعالى غير متناهى است و هر چند عمل صالح بنده زياد شود أجر و ثواب او را زياد ميكند و بجائى نمىرسد كه زياده بر آن نتواند داد، با آنكه آدمى هر چند عمل صالح كرده باشد جزمى نيست بقبول شدن آنها و رستگار شدن او بسبب آنها، پس تا تواند بايد كه زياد كند آنها را شايد كه يكى از آنها قبول شود و رستگار گردد بسبب آن.
١٠٨٧٨ لا يستغنى الحازم أبدا عن رأى سديد راجح.
بىنياز نمىگردد دور انديش هرگز از رأى درست راجح، يعنى دورانديش بايد كه در هيچ كار مهمى شتاب نكند تا اين كه در آن باب تحصيل كند رأى درست راجح در ميزان اعتبار بتفكر و تدبر و مشورت با عاقل دانا.
١٠٨٧٩ لا ينتصف من سفيه قط الا بالحلم عنه.
استيفاى حق خود نمىشود از هيچ سفيهى هرگز مگر ببردبارى از او، يعنى هر گاه سفيهى يا بىأدبى درشتى با كسى بكند انتقام كشيدن از او و استيفاى حق خود از او باينست كه بردبارى كند و در صدد تلافى ديگر برنيايد، چه اين معنى او را بسيار ناخوش آيد و تلافى درشتى و بى ادبى او باين مىشود و او ديگر ترك مىدهد، بخلاف اين كه در برابر درشتى كنند با او و ايذا و آزارى رسانند باو كه او را از آن چندان بد نمىآيد بلكه خوش مىآيد تا اين كه زياده كند آنچه را ميكرد و ترك ندهد آنرا، و مراد به «سفيه» چنانكه مكرر مذكور شد نادان يا تنگ حلم يا بىحلم است.