شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٢٢ - ١٠٨٦٣ لا يستقيم قضاء الحوائج الا بثلاث، بتصغيرها لتعظيم و سترها لتظهر، و تعجيلها لثهنأ
و «دور كردن شيطانست»، يعنى دور كننده آنست، و ممكن است كه ترجمه اين باشد كه: محل و جايگاه دور كردن شيطانست، يا بكسر ميم خوانده شود و معنى اين باشد كه: آلت دور كردن شيطانست و همچنين در مرضاة نيز اين دو احتمال جاريست.
١٠٨٦٠ لا شيء أعود[١] على الانسان من حفظ اللسان و بذل الاحسان.
نيست چيزى سودمندتر بر آدمى از نگهدارى زبان و بذل احسان.
١٠٨٦١ لا يعدم[٢] الصبور الظفر و إن طال به الزمان.
كم نمىكند بسيار صبر كننده فيروزى را و اگر چه دراز بكشد باو زمان، يعنى آخر بفيروزى مىرسد هر چند گاهى بعد از زمان درازى باشد.
١٠٨٦٢ لا شيء يذخره الانسان كالايمان بالله و صنائع الاحسان.
نيست چيزى كه ذخيره كند آن را آدمى مثل ايمان بخدا و كرده شدههاى احسان، يعنى اينها بهترين ذخيرهها و پس اندوزيهايند[٣].
١٠٨٦٣ لا يستقيم قضاء الحوائج الا بثلاث، بتصغيرها لتعظيم و سترها لتظهر، و تعجيلها لثهنأ.
راست نمىشود برآوردن حاجتها مگر بسه چيز، بكوچك شمردن آن تا بزرگ
[١] - شارح( ره) مطابق سيره خود در نظاير اين تركيب كلمه« أعود» را بضم و فتح دال ضبط كرده و بر روى آن لفظ« معا» نيز نوشته است تا اشاره باشد باين كه قرائت آن بهر يك از دو وجه مذكور درست است.
[٢] - در اقرب الموارد گفته:« عدم المال( كعلم) عدما( بسكون الدال و فتحها) فقده، فهو عادم و المال معدوم و يقال: ما يعدمنى هذا الامر أى ما يعدونى» و در منتهى الارب گفته:« عدم محركة و قد يضمان نيستى و گم كردن و اكثر بر فقدان مال مستعمل مىشود( تا آنكه گفته) و الفعل من سمع( تا آنكه گفته) و قول متكلمان وجد فانعدم غلط است».
[٣] - شارح( ره) اين كلمه را يعنى« پس اندوزها» را صريحا بواو نوشته است.