شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤١٣ - ١٠٨٣٢ لا ينبغي للعاقل أن يقيم على الخوف اذا وجد الى الأمن سبيلا
عمل از براى آخرتى كه رغبت در دنيا در آن منظور باشد و آميخته باشد بغرض دنيوى نيز.
١٠٨٣٠ لا يترك الناس شيئا من دنياهم لاصلاح آخرتهم الا عوضهم الله سبحانه خيرا منه.
ترك نمىكنند مردم چيزى را از دنياى ايشان از براى اصلاح آخرت خود مگر اين كه عوض دهد ايشان را خداى سبحانه بهتر از آن، يعنى در دنيا نيز عوض دهد ايشان را بهتر از آنچه ترك كرده باشند آن را از براى اصلاح آخرت خود.
١٠٨٣١ لا يترك الناس شيئا من دينهم لاصلاح دنياهم الا فتح الله عليهم ما هو أضر منه.
ترك نمىكنند مردم چيزى را از دين ايشان از براى اصلاح دنياى خود مگر اين كه بگشايد خدا بر ايشان آنچه را آن ضرر رسانندهتر باشد از آن، يعنى بدنياى ايشان نيز.
١٠٨٣٢ لا ينبغي للعاقل أن يقيم على الخوف اذا وجد الى الأمن سبيلا.
نيست سزاوار از براى عاقل اين كه بايستد بر خوف هر گاه بيابد بسوى أمنيت راهى، ظاهر اين مراد مىتواند بود باين كه تحريص باشد كسى را كه در محلى باشد كه خوفى در آن باشد بر اين كه نقل كند بسوى أمنيت هر گاه راهى داشته باشد بسوى آن، و ممكن است كه مراد شامل اين هم باشد كه هر گاه با وجود اطاعت و فرمانبردارى حق تعالى ايمن باشد از عذاب او و بى آن خوف آن باشد هر چند احتمال عفو و بخشايش رود پس عاقل را سزاوار نيست كه اطاعت نكند و صبر كند بر خوف، و ممكن است كه مراد ترغيب در مطلق احتياط باشد كه باعث ايمنى مىگردد و با آن خوفى نباشد.