شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨٩ - ١٠٦٩٩ لا يسلم الدين من تحصن به
بيجاست و اجر و ثوابى ندارد و يا چندان اجر و ثوابى ندارد و ايشان نيز تلافى آنها نمىكنند بلكه بسيار مىشود كه در برابر بدى ميكنند.
١٠٦٩٣ لا يستغنى العاقل عن المشاورة.
بى نياز نمىشود عاقل از مشورت كردن، يعنى خود را محتاج ميداند بآن در مهمات و هيچ مهمى را بى آن نمىكند.
١٠٦٩٤ لا مظاهرة أوثق من مشاورة.
نيست احتياط و پشت قوى كردنى محكمتر از مشورت كردن.
١٠٦٩٥ لا يستفز خدع الدنيا العالم.
سبك و بى آرام نمىكند فريبهاى دنيا دانا را.
١٠٦٩٦ لا يدهش[١] عند البلاء الحازم.
مدهوش نمىشود نزد بلا دور انديش، يعنى حيران نمىشود يا نمىرود عقل او بلكه صبر ميكند و عاقبت خود را بآن نيكو مىگرداند.
١٠٦٩٧ لا يرى الجاهل الا مفرطا.
ديده نمىشود نادان مگر تقصير كننده، و ممكن است كه «مفرطا» خوانده شود بتخفيف راء از باب افعال و ترجمه اين باشد كه: مگر از حد در گذرنده.
١٠٦٩٨ لا يغش العقل من انتصحه.
غش نمىكند عقل كسى را كه نصيحت جويد از آن.
١٠٦٩٩ لا يسلم الدين من تحصن به.
وانمىگذارد دين كسى را كه حصار خود كرده باشد آنرا.
[١] - در أقرب الموارد گفته:« دهش كعلم دهشا و دهش بالبناء للمفعول تحير و قيل: ذهب عقله من ذهول او وله فهو دهش و مدهوش».