شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥٧ - ١٠٥٠٩ لا ورع مع غى
نيست عقلى مانند تجاهل، «تجاهل» بمعنى إظهار جهل و نادانى خودست بچيزى كه عالم بآن باشد و مراد همان تغافلست كه در فقره سابق مذكور شد.
١٠٥٠٤ لا اخلاص كالنصح.
نيست اخلاصى مانند نصيحت، يعنى بهترين أنواع خالص و صاف بودن با كسى نصيحت كردن اوست و تغافل نكردن از بدى و عيبى كه در او باشد.
١٠٥٠٥ لا غربة كالشح.
نيست غربتى مانند بخيلى، زيرا كه بخيل مردم از او دورى كنند و هر جا كه باشد غريب ماند.
١٠٥٠٦ لا عبادة كالخضوع.
نيست عبادتى مانند فروتنى، يعنى در درگاه حق تعالى و با خلق نيز.
١٠٥٠٧ لا غنى كالقنوع.
نيست توانگريى مانند رضا و خشنودى بنصيب و بهره خود، يعنى اين بهترين توانگريهاست چنانكه مكرر مذكور شد.
١٠٥٠٨ لا ظفر مع بغى.
نيست فيروزيى با سربلندى كردنى، يعنى هر گاه كسى بر دشمن خود سربلندى كند و او را ضعيف و حقير شمارد فيروزى نيابد بر او باعتبار آن عجب و خودبينى كه دارد، و ممكن است كه مراد به «بغى» ظلم و ستم باشد و مراد اين باشد كه فيروزى بآخرت يا نيكبختى نمىباشد با آن.
١٠٥٠٩ لا ورع مع غى.
نيست پرهيزگاريى با گمراهيى، مراد اينست كه تا كسى بر دين حق نباشد