شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٥ - ١٠٤٣٤ لا تشعر قلبك الهم على ما فات، فيشغلك عما هو آت
بهم، و يقطعونك أقرب ما تكون اليهم.
طمع مدار زينهار در دوستى پادشاهان، پس بدرستى كه ايشان رم مىفرمايند ترا در آرامترين بودن تو بايشان، و مىبرند ترا در نزديكترين بودن تو بسوى ايشان، يعنى اعتمادى بر دوستى ايشان نيست گاه هست كه رم مىفرمايند ترا در وقتى كه آرام دارترين اوقات تو باشد بايشان يعنى در وقتى كه آرام تو بايشان در آن زياده از همه اوقات باشد، و «مىبرند از تو در وقتى كه نزديكترين اوقات تو باشد بسوى ايشان» يعنى تو در آن نزديكتر و مقربتر باشى بايشان از ساير اوقات.
١٠٤٣٢ لا تطمع فى كل ما تسمع، فكفى بذلك حمقا.
طمع مكن در هر چه بشنوى، پس كافيست اين از روى حماقت.
١٠٤٣٣ لا تغرنك الأمانى و الخدع، فكفى بذلك خرقا.
فريب ندهد زينهار ترا آرزوها و مكرها، پس كافيست اين از روى بى عقلى، مراد به «مكرها» مكرهاى دنياست كه با مردم ميكند و بزينتهاى خود ايشان را فريب مىدهد.
١٠٤٣٤ لا تشعر قلبك الهم على ما فات، فيشغلك عما هو آت.
مگردان شعار دل خود اندوه را بر آنچه فوت شده پس مشغول سازد ترا از آنچه آن آينده است، «شعار» چنانكه مكرر مذكور شد جامه را گويند كه ملاصق بدن و موى آن باشد، و «شعار كردن چيزى از براى چيزى» كنايه است از لازم ساختن آن از براى آن و جدا نكردن از آن، و مراد اينست كه اندوه را بر آنچه فوت شده باشد از تو از امور دنيوى لازم دل خود مساز چنانكه شيوه أكثر أهل دنياست كه اگر چنان كنى مشغول سازد آن غم و اندوه ترا از تدبير احوال آينده خود از امور دنيوى و أخروى، و باعث فساد آنها شود.