شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٦ - ١٠٣٦٨ لا يكونن أخوك على الاساءة اليك أقوى منك على الاحسان اليه
وامگذار جد را در اصلاح كردن نفس خود پس بدرستى كه يارى نمىكند ترا مگر جد يعنى تا جد تمام نداشته باشى در آن اصلاح آن نتوانى كرد.
١٠٣٦٦ لا تضيعن حق أخيك اتكالا على ما بينك و بينه، فليس لك بأخ من أضعت حقه.
ضايع مكن زينهار حق برادر خود را از روى اعتماد بر آنچه ميانه تو و ميانه اوست، پس نيست از براى تو برادر كسى كه ضايع كرده باشى حق او را، مراد اينست كه حق برادر را ضايع نبايد كرد از راه اعتماد بر برادرى و دوستى كه ميانه ايشانست و اين كه او را مضايقه از آن نيست، زيرا كه چنين نيست، هر برادرى كه رعايت حقوق او نشود ديگر برادرى و دوستى او باقى نماند.
١٠٣٦٧ لا تحدث الجهال بما لا يعلمون فيكذبوك به، فان لعلمك عليك حقا و حقه عليك بذله لمستحقه، و منعه من غير مستحقه.
سخن مگو نادانان را به آن چه نمىدانند پس تكذيب كنند ترا بآن، پس بدرستى كه از براى علم تو بر تو حقيست و حق آن بر تو اينست كه عطا كنى آنرا از براى مستحق آن و منع كنى آن را از غير مستحق آن. مراد به «آنچه نمىدانند» چيزيست كه نتوانند فهميد و دانست آنرا و بآن اعتبار انكار كنند آنرا و تكذيب كنند گوينده آنرا.
١٠٣٦٨ لا يكونن أخوك على الاساءة اليك أقوى منك على الاحسان اليه.
نبوده باشد زينهار برادر تو بر بدى كردن بسوى تو قويتر از تو بر احسان كردن بسوى او، مراد تحريص بر مقابله بد كردن برادرست باحسان باو، و اين كه هر چند