شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١ - ٩٣٦٦ من هوان الدنيا على الله أن لا يعصى الا فيها
كه دارد در صاحب جاه گردانيدن او نيز، و ممكن است كه ضمير «لطالبه» راجع بصاحب جاه باشد نه بجاه، و ترجمه اين باشد كه: بذل كند جاه خود را از براى طلب كننده از او يعنى از براى كسى كه طلب حاجتى از او كند يعنى كار فرمايد جاه خود را در بر آوردن حاجت او و سعى كند باعتبار جاهى كه دارد در آن.
٩٣٦٥ من المفروض على كل عالم أن يصون بالورع جانبه، و أن يبذل علمه لطالبه.
از جمله فرض كرده شده بر هر عالمى اينست كه نگاهدارد بپرهيزگارى جانب خود را و اين كه عطا كند علم خود را از براى طلب كننده آن، مراد به «نگاهداشتن» جانب خود بپرهيزگارى اينست كه رعايت جانب خود بكند و آنرا عزيز دارد بپرهيزگارى كه سبب عزت نزد خدا و خلق مىگردد، و پوشيده نيست كه اين مفروض و واجب شرعى است و اما «عطا كردن علم خود بطلب كننده آن يعنى تعليم آن باو» پس بقدرى معرفت كه بر همه كس واجبست تعليم آن نيز واجبست باين معنى اگر ديگرى نباشد كه تعليم آن كند باو، و يا كفائى اگر ديگرى باشد باين معنى كه تعليم آن بر هر يك از آنها واجب باشد و همين كه يكى تعليم كند از ديگران ساقط شود، و اگر هيچيك تعليم نكنند همه معاقب گردند، و اما تعليم زياده بر آن، پس اگر چه فرض و واجب شرعى نباشد اما از سنتيهاى مؤكدست هر گاه آن طلب كننده قابليت آموختن آن داشته باشد و اطلاق «مفروض» بر «مستحبات مؤكده» شايعست.
٩٣٦٦ من هوان الدنيا على الله أن لا يعصى الا فيها.
از خوارى دنياست بر خدا اين كه عصيان كرده نمىشود خدا مگر در آن، يعنى اين معنى از جمله خواريهاى دنياست نزد خدا و از اسباب آنست، يا اين كه از علامات خوارى و بى اعتبارى دنيا نزد خدا اينست كه عصيان كرده نمىشود خدا مگر در آن،