شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٤ - ١٠٣٠٤ لا تجعل عرضك غرضا لقول كل قائل
بر تو ظاهر شود، يا اين كه هر چند دوست باشد ايمن مباش از او، چه بسيار دوستى باشد كه از براى اندك چيزى برگردد و دشمنى كند تا اين كه آزمايش كنى او را و ثبات قدم او در دوستى بر تو ظاهر شود، و پوشيده نيست كه يكى از اين دو معنى آخر أنسب است با جزء دوم.
١٠٣٠٢ لا تيأس من الزمان اذا منع، و لا تثق به اذا أعطى، و كن منه على أعظم الحذر.
نوميد مشو از روزگار هر گاه منع كند، و اعتماد مكن بر آن هر گاه عطا كند، و باش از آن بر بزرگترين حذر، مراد اينست كه مدار روزگار در هيچ حال بر يك قرار نيست پس اگر منع كند كسى را و عطا نكند نوميد نبايد شد بسيارست كه بعد از آن بر مىگردد و رو باو مىآورد، و اگر عطا كند اعتماد بر آن نبايد كرد بسيارست كه بعد از آن بر مىگردد و منع ميكند، بلكه در اين حال بر سختترين حذر از آن بايد بود زيرا كه غالب اينست كه بعد از اقبال بكسى هر گاه پشت برگرداند باو، او را در كمال نكبت مىاندازد.
١٠٣٠٣ لا يؤنسنك الا الحق، و لا يوحشنك الا الباطل.
انس ندهد ترا مگر حق، و رم نفرمايد ترا مگر باطل يعنى انس و آرام مگير مگر بحق، و رم مكن مگر از باطل.
١٠٣٠٤ لا تجعل عرضك غرضا لقول كل قائل.
مگردان عرض خود را هدف گفتار هر گوينده، مراد ترغيب در نگهدارى عرض خودست بهر نحو كه ميسر شود اگر همه محتاج ببذل اموال باشد تا اين كه هدف تيرهاى بدگوئى هر گوينده نشود كه آن بدترين خفتها و خواريهاست.