شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٢ - ١٠٢٥٨ لا توقع بالعدو قبل القدرة
مكن چيزى از خير را از براى ريا، و ترك مكن آن را بسبب شرم و حيا، غرض اينست كه كارهاى خير را از براى خدا و خشنودى او بايد كرد نه از براى ريا يعنى اين كه مردم آن را ببينند و او را بكردن آن صالح و خوب دانند، زيرا كه چنين عملى هر چند كار خير باشد ثواب ندارد بلكه گناهست و بمنزله شرك بحق تعالى است چنانكه در احاديث ديگر وارد شده، و «كار خيرى را ترك مكن بسبب شرم از آن» مانند بعضى سنتيها مثل تحت الحنك كه متروك شده باشد ميانه مردم و كسى كه آن را بكند مردم آن را بر ريا حمل كنند و مذمت كنند بلكه همين كه او در واقع از براى خدا ميكند ثواب خواهد داشت و مذمت مردم ضررى باو ندارد و از آن شرم نبايد كرد بلى اگر در واقع نيت خود را در آن خالص از براى رضاى خدا نتواند كرد و آميخته بريائى باشد ترك كند آنرا چنانكه اولا مذكور شد.
١٠٢٥٥ لا تحلم عن نفسك اذا هى أغوتك.
بردبارى مكن از نفس خود هر گاه آن گمراه سازد ترا يعنى بر معصيتى دارد بلكه كمال منع و زجر كن او را از آن.
١٠٢٥٦ لا تعص نفسك اذا هى أرشدتك.
نافرمانى مكن نفس خود را هر گاه آن ارشاد كند ترا، يعنى هر گاه خواهد كه براه راست درست رساند.
١٠٢٥٧ لا تثق بالصديق قبل الخبرة.
اعتماد مكن بر دوست پيش از آزمايش، يعنى كسى را دوست خود مگير پيش از آزمايش، يا هر چند دوست تو باشد اعتماد مكن بر او در امور خود پيش از آزمايش.
١٠٢٥٨ لا توقع بالعدو قبل القدرة.
جنگ مكن با دشمن پيش از توانايى و قدرت.