شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٥ - ١٠١٨٤ لا تعامل من لا تقدر على الانتصاف منه
ضامن مشو آنچه را قادر نباشى بر وفاء بآن، يعنى متعهد مشو چيزى را كه نتوانى وفاء بآن كرد خواه ضامن مالى باشد و خواه غير آن.
١٠١٧٩ لا تخبر بما لم تحط به علما.
خبر مده بچيزى كه فرو نگرفته باشى آن را بحسب علم يعنى همه اطراف آن را ندانى.
١٠١٨٠ لا ترج ما تعنف برجائك.
اميد مدار چيزى را كه سرزنش كرده شوى باميد داشتن تو آن را، مثل چيزى كه در شأن او نباشد داشتن آن يا رسيدن بآن.
١٠١٨١ لا تأمن من البلاء فى أمنك و رخائك.
ايمن مباش از بلا در امنيت خود و فراخى خود، يعنى در حال امنيت و فراخى عيش مغرور مشو به آنها و ايمن مباش از بلا، گاه باشد كه بزودى آنها مبدل شود بخوف و تنگى، پس در هر حال استعاذه بحق تعالى بايد و استعانت بأسبابى كه مقرر فرموده از دعا و تصدق و امثال آنها.
١٠١٨٢ لا تقدم على ما تخشى العجز عنه.
قدم مگذار بر آنچه بترسى از عاجز شدن از آن.
١٠١٨٣ لا تعزم على ما لم تستبن الرشد فيه.
عزم مكن بر آنچه ندانى رشد را در آن، مراد به «رشد» صواب بودنست.
١٠١٨٤ لا تعامل من لا تقدر على الانتصاف منه.
معامله مكن با كسى كه قادر نباشى بر استيفاى حق خود از او.