شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٥٣ - ١٠١٤٥ و لقد علم المستحفظون من أصحاب رسول الله
٦ و الملائكة أعوانى، فضجت الدار و الأفنية، ملأ يهبط و ملأ يعرج، و ما فارقت سمعى هينمة منهم، يصلون عليه حتى و اريناه صلوات الله عليه فى ضريحه فمن ذا أحق به منى حيا و ميتا؟!
و هر آينه بتحقيق قبض كرده شد روح مبارك رسول خدا- رحمت كند خدا بر او و آل او- و حال آنكه بدرستى كه سر مبارك او بر سينه من بود، و هر آينه بتحقيق روان شد نفس او در كف دست من، پس كشيدم آنرا بر روى خود، و هر آينه بتحقيق كارگزارى كردم غسل او را، رحمت كند خدا بر او و آل او، و فرشتگان يارى كنندگان من بودند، پس بفرياد آمد از فزع و ترس خانه و اطراف آن، گروهى پائين مىآمدند و گروهى بالا مىرفتند، و جدا نشد از گوش من آواز آهسته از ايشان، رحمت مىفرستادند بر او تا اين كه پنهان كرديم او را در ضريح مقدس او، پس كيست سزاوارتر باو از من در حالى كه زنده بود و در حالى كه رحلت فرمود.
اين تتمه كلام سابقست و «نفس» بسكون فاء بمعنى خون آمده و مراد به «نفسى كه روان شده در كف دست او» شارحان نهج البلاغه گفتهاند: خونست كه نقل شده كه در وقت رحلت رسول خدا ٦ اندك خونى قى كردند و آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه آنرا بر روى خود ماليد. و پوشيده نيست كه اين منافات ندارد با نجاست خون، زيرا كه ممكنست كه از براى شرافت و بركت آن بر روى خود ماليده باشد هر چند آخر بايد شست، يا آنكه ممكن است كه خون آن حضرت مستثنى باشد و نجس نباشد چنانكه جمعى از علما احتمال آن دادهاند بنا بر اين كه روايت شده كه أبا ظبيه حجام چون حجامت كرد آن حضرت را آشاميد خون را و آن حضرت انكار نكرد بر او و فرمود كه چون چنين كردى درد نيابد شكم تو، و ظاهر اينست كه مراد به «فرياد خانه و أطراف آن» فرياد اهل آنهاست و ملائكه