شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٥٢ - ١٠١٤٥ و لقد علم المستحفظون من أصحاب رسول الله
گروه ديگر، باز فرمود: يا على كفايت كن از من كار اينها را، پس حمله كرد بر ايشان و گريزانيد ايشان را و كشت سركرده ايشان را، باز قصد كردند گروه ديگر چنان فرمود، و چنان شد، و بعد از آن رسول خدا مىفرموده كه: جبرئيل در آن وقت بمن گفت كه: اى محمد بدرستى كه اين مواسات است، پس من گفتم كه: چه منع ميكند او را از مواسات با من و حال آنكه او از منست و من از اويم، پس جبرئيل گفت كه: و من از شما هر دوام. و روايت كردهاند كه مسلمانان در آن روز مىشنيدند فرياد كننده را از جهت آسمان كه ندا ميكرد: «لا سيف الا ذو الفقار[١] و لا فتى الا على» پس فرمود رسول خدا ٦ از براى جمعى كه حاضر بودند نزد او: آيا نمىشنويد، اين آواز جبرئيل است. «شجاعتى كه گرامى كرده بود مرا خدا بآن» يعنى اينها بسبب شجاعتى بود كه گرامى كرده بود مرا خدا بآن، و اين بنا بر اينست كه «نجدة» منصوب خوانده شود و مفعول له باشد از قبيل «قعدت عن الحرب جبنا» و ممكن است كه مرفوع خوانده شود و خبر مبتداى محذوفى باشد و ترجمه اين باشد كه: اين شجاعتى است كه گرامى كرده مر خدا بآن. و «جهد» بضم جيم يا فتح آن بمعنى طاقت است يا مشقت، و بعضى گفتهاند كه: بضم بمعنى طاقت است و بفتح بمعنى مشقت، يعنى در فرمانبردارى او صرف طاقت خود كردم يا آنچه بايست مشقت بر خود قرار دادم، و «نگاهداشتم او را بنفس خود» يعنى نفس خود را همه جا در معرض هلاكت مىانداختم از براى نگاه داشتن او.
و لقد قبض رسول الله ٦ و ان رأسه على صدرى، و لقد سالت نفسه فى كفى فأمررتها على وجهى، و لقد وليت غسله
[١] - در مجمع البحرين گفته:« ذو الفقار بفتح الفاء و كسرها عند العامة اسم سيف( تا آخر).