شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣٩ - ١٠١٢٣ وا عجبا أن تكون الخلافة بالصحابة و لا تكون بالصحابة و القرابة
خداى- سبحانه- يعنى مپيونديد با كسى وصله و احسان مكنيد مگر در راه خدا، و مبريد از كسى و قطع صله و احسان او مكنيد مگر در راه خدا و رضاى او سبحانه.
١٠١٢١ وزراء السوء أعوان الظلمة و اخوان الأثمة.
وزراى بد يارى كنندگان ظالمان و برادران گنهكارانند، مراد اينست كه وزراى بد از براى ظالمان يارى كنندگان ظالمانند و برادران گنهكارانند هر چند خود در ظلم و گناهان با ايشان شريك نباشند و همين اعانت ايشان در امور ديگر نمايند، و در اين اشاره است باين كه ايشان را وزراى خوب مىتواند بود باين كه غرض ايشان دفع ظلم ايشان باشد بقدر مقدور، و نفع رسانيدن بمؤمنان مانند على بن يقطين كه از خيار اصحاب حضرت كاظم ٧ بود و وزير هارون لعين.
١٠١٢٢ ولاة الجور شرار الأمة و أضداد الأئمة.
واليان جور بدان امت و دشمنان ائمه حقاند.
١٠١٢٣ وا عجبا أن تكون الخلافة بالصحابة و لا تكون بالصحابة و القرابة.
اى تعجب از اين كه بوده باشد خلافت بصحابت و نبوده باشد بصحابت و قرابت، مراد اظهار تفجع و اندوهناكيست بر نبودن اين تعجب و اين كه مردم بايست كه از اين معنى تعجب كنند و نمىكنند، و غرض تشنيع بر ابي بكر و عمر است كه دعوى خلافت كردند باعتبار صحابت پيغمبر ٦ و اين كه هر گاه خلافت بصحابت باشد پس چرا بصحابت با خويشى و قرابت نباشد، و ظاهرست كه آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه در صحابت رسول خدا ٦ با ايشان شريك بود بلكه مقدم بود بر همه صحابه، و مدتها پيش از همه ايشان ايمان آورد و قبل از همه با آن حضرت نماز ميكرد و اطاعت و انقياد وى مىنمود، و با وجود آن خويشى و قرابت هم داشت و پسر عم پدر و مادرى آن حضرت بود بلكه بمقتضاى