شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢١٥ - ١٠٠٦٢ هم دعائم الاسلام، و ولائج الاعتصام، بهم عاد الحق فى نصابه، و انزاح الباطل عن مقامه، و انقطع لسانه من منبته، عقلوا الدين عقل وعاية و رعاية، لا عقل سماع و رواية
شود بمعنى راحت يا نسيم، و مراد اين باشد كه: راحت و لذت يقين را يا نسيم يقين را دريافتهاند، و «آنچه را سهل شمردهاند، لذتهاى دنياست كه ايشان سهل شمردهاند و تنعم كنندگان آن را عظيم مىدانند، و «آنچه خو گرفته بآن ايشان ورم كردهاند از آن نادانان» ذكر خدا و ياد احوال آخرتست، و ممكن است كه: مراد به «آنچه سهل شمردهاند ايشان و سخت يافتهاند تنعم كنندگان» زحمتهاى دنيا باشد كه از براى آخرت كشيده شود مثل روزه روزها و بيدارى شبها و امثال آنها، و به «آنچه خو گرفتهاند ايشان بآن ورم كردهاند تنعم كنندگان از آن» نيز همانها باشد، و مراد به «محل أعلى كه روحهاى ايشان آويخته شده بآن يعنى در ذكر و فكر آنست يا عاشق و واله آن» عالم مجردات و روحانيانست كه مرتبه آن بلندترست، يا بهشت باعتبار بلندى مرتبه آن نيز، يا بودن آن در آسمان، يا بالاتر از آن، «و ايشانند جانشينان خدا» يعنى امامان و پيشوايان كه حق تعالى ايشان را فرمانفرما و جانشين خود كرده در زمين و مردم را مىخوانند بسوى دينى كه او قرار داده، و «آه» بسكون هاء يا كسر آن كلمه ايست كه در وقت اظهار وجع و دردى مىگويند و غرض در اينجا اظهار وجع و درد سوزش و التهاب شوق بسوى ديدن ايشانست و اين كه اين آهها بسبب آنست و غرض شوق بديدن ما سواى خود و حسنين است :، يا مراد تعليم مردم است بمشتاق بودن بديدن ايشان بآه كشيدن از براى ايشان، و الله تعالى يعلم.
و فرموده است آن حضرت ٧ در وصف آل رسول خدا صلوات الله عليهم:
١٠٠٦٢ هم دعائم الاسلام، و ولائج الاعتصام، بهم عاد الحق فى نصابه، و انزاح الباطل عن مقامه، و انقطع لسانه من منبته، عقلوا الدين عقل وعاية و رعاية، لا عقل سماع و رواية.