شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٠٧ - ١٠٠٥٠ هو الفصل ليس بالهزل، هو الناطق بسنة العدل،
آيا نگاه ميكنى مگر درويشى را كه بكشد تعب و رنج درويشى را، يا توانگرى را كه بدل كرده باشد نعمتهاى خدا را بكفران، يا بخيلى را كه فرا گرفته باشد بخيلى بحق خدا را توانگرى، يا سركشى را كه گويا بگوشهاى او از شنيدن حكمت و قريست، ظاهر اينست[١] كه مراد شكوه زمان خودست و استفهام انكاريست و معنى اينست كه در اين زمان نمىبينى مگر درويشى را كه بكشد رنج و تعب درويشى را يعنى مردم خوب آن نمىباشد مگر اين قسم، و غير ايشان هر كه هست يا توانگريست كه بجزاى نعمتهاى خدا بر او كفران ميكند آنها را، و يا بخيليست كه بخيلى كردن بحقوق حق تعالى را سبب توانگر شدن خود ميداند و بآن اعتبار بخيلى ميكند در آنها، و يا متمرد سركشى كه گويا بگوشهاى او از شنيدن حكمت يعنى سخن راست درست و قريست يعنى سنگينيى يا كريى كه اصلا نشنود، و مراد اينست كه خالى از يكى از اينها نيست، و اين منافات ندارد با اين كه در بعضى دو تاى آنها جمع شود، و ممكن است كه مراد مذمت درويشان آن زمان نيز باشد باين كه درويشى ايشان همين مجرد تعب و رنج كشيدن درويشى است و فضايل درويشان را ندارند و بنا بر اين مراد اينست كه اكثر مردم اين زمان همين طوايفاند.
و فرموده است در وصف قرآن مجيد:
١٠٠٥٠ هو الفصل ليس بالهزل، هو الناطق بسنة العدل،
و الآمر بالفضل، هو حبل الله المتين، و الذكر الحكيم، هو وحى الله الأمين، و حبله المتين، و هو ربيع القلوب، و ينابيع العلم، و هو الصراط
[١] - اين ظهور ممنوع است بلكه معنى ظاهر اينست كه اين كلام در ذم دنياست باين كه اهل آن هر يكى مبتلا بنوعى از بلاست كه بلفظ أو تقسيميه بيان فرمودهاند پس حاجت بتكلفات شارح( ره) نيست.