شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٠٢ - ١٠٠٤٠ هدر فنيق الباطل بعد كظوم، وصال الدهر صيال السبع العقور
بمعنى گريختن است، و «محار» بحاء و راى بى نقطه بمعنى رجوع و برگشتن است يا محل رجوع و برگشتن، و اين استفهام انكاريست و مراد اينست كه: نيست از مرگ[١] يا از عذاب حق تعالى هر گاه امر شود بآن خلاصيى يا گريختنى يا پناهى يا برگشتنى از آن، و هر چه مكرر شده از براى تأكيدست، چون اين استفهام انكاريست و معنى اينست كه نيست، پس ظاهر اينست كه «من» از براى مجرد تأكيد نفى باشد و معنى زايدى نداشته باشد و ترجمه چنانكه شده اين باشد كه: آيا هست خلاصى، و ممكن است كه «من تبعيض» باشد و ترجمه اين باشد كه: آيا هست چيزى از خلاصيى.
١٠٠٣٩ هون عليك فان الأمر قريب، و الاصطحاب قليل، و المقام يسير.
سهل و سبك گردان بر خود پس بدرستى كه كار نزديكست، و مصاحبت كم است، و اقامت اندك است، مراد تحريص بر سهل و سبك گردانيدن امور دنيويست بر خود بسبب اين كه رحلت از آن نزديكست و مصاحبت با آن كم و اقامت در آن اندك، پس امور آن قابل آن نيست كه كسى سخت بگيرد در آنها و تعب و زحمت كشد از براى آنها.
١٠٠٤٠ هدر فنيق الباطل بعد كظوم، وصال الدهر صيال السبع العقور.
بخوانندگى آمده فنيق باطل بعد از خاموشى، و حمله كرده روزگار حمله كردن درنده گزنده، «فنيق» شتر نرى را گويند كه عزيز و گرامى دارند آنرا اهل آن، و سوار
[١] - در حاشيه بخط شارح( ره) مذكور است:« و اين ظاهرترست بنا بر عبارات سابقه اين چنانكه در نهج البلاغه نقل شده، منه».