شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٧ - ٩٩٨١ نظام الدين مخالفة الهوى و التنزه عن الدنيا
سؤال مىكنيم خداى- سبحانه- را از براى نعمت او تماميى و بريسمان او چنگ در زدنى، يعنى درخواست مىكنيم از خداى سبحانه اين كه نعمت خود را بر ما تمام كند و ناقص نگذارد، و اين كه چنين كند كه چنگ در زنيم بريسمان اطاعت و فرمانبردارى او، و دست برنداريم از آن.
٩٩٨٠ نحن أعوان المنون، و أنفسنا نصب الحتوف، فمن أين نرجو البقاء و هذا الليل و النهار لم يرفعا من شيء شرفا[١] الا أسرعا الكرة فى هدم ما بنيا، و تفريق ما جمعا.
ما يارى كنندگان مرگيم و نفسهاى ما نشانه مرگهاست، پس از كجا اميد مىداريم باقى بودن را، و اين شب و روز بلند نكردهاند از چيزى شرفى را مگر اين كه شتاب كردهاند در برگشتن در خراب كردن آنچه بنا كردهاند و پراكنده ساختن آنچه جمع كردهاند، مراد اينست كه آدميان أصحاب مرگند و چون أصحاب كسى يارى- كنندگان اويند پس گويا ايشان يارى كنندگان مرگند، يا اين كه يارى كنندگان آنند بر زيادتى قوت و عدت آن، و «نشانه مرگهايند» يعنى نشانهاند از براى تيرهاى مرگ و از براى اين نصب شدهاند پس با وجود اين از كجا اميد باقى بودن توان داشت؟! و «اين شب و روز» ظاهر اينست كه بيان امرى ديگر باشد و شكوه باشد از روزگار باين كه بلند نمىكند از براى چيزى شرف و رفعتى مگر اين كه شتاب ميكند در برگشتن در هدم آنچه بنا گذاشته باشد از شرف و رفعت او، و پراكنده كردن آنچه جمع كرده باشد از اسباب آن.
٩٩٨١ نظام الدين مخالفة الهوى و التنزه عن الدنيا.
نظام دين و رشته پيوستگى آن مخالفت كردن خواهش است و پاكيزگى جستن از دنيا.
[١] - بقرينه« هدم» و« بنيا» بنظر مىرسد كه اين كلمه جمع شرفه باشد بضم شين و سكون راء كه بمعنى كنگره است نه بفتح شين چنانكه شارح( ره) قرائت و شرح كرده است.