شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٩ - ٩٦٩٣ ما فرار الكرام من الحمام كفرارهم من البخل و مقارنة اللئام
شب بروز نياورده از براى مردى نزد من وعده هرگز پس شب بروز آورده باشد آن مرد اضطراب و بيقرارى كننده[١] بر رختخواب خود از براى اين كه صبح كند با فيروزى يافتن بحاجت خود سختتر از اضطراب و بيقرارى من بر رختخواب خود از براى حرص بر بيرون آمدن بسوى او از وعده او، و از راه ترس از مانعى كه سبب شود خلف آنرا پس بدرستى كه خلف وعده نيست از خويهاى كريمان، مراد اينست كه هرگز وعده نكردهام بكسى كه وفا نكرده باشم بآن تا روز ديگر پس آن وعده شب بروز آورده باشد نزد من و آن مرد شب بروز آورده باشد و بيقرار باشد بر رختخواب خود كه كى باشد كه صبح كند با فيروزى بحاجت خود، يا اين كه بيقرار باشد از انديشه اين كه آيا صبح كند با فيروزى بحاجت خود يا نه، زياده از اضطراب و بيقرارى من از براى حرص بر اين كه بيرون روم بسوى او از قرض وعده او و وفا كنم بآن، و از جهت ترس از اين كه مبادا مانعى روى دهد كه باعث خلف آن وعده شود، و حاصل كلام اينست كه: چون وعده كردن بكسى و وفا نكردن بآن تا روز ديگر باعث اضطراب و بيقرارى او مىشد در آن شب زياده از اضطراب و بى قراريى كه من را نيز بود از براى اين كه كى باشد كه از قرض وعده او برآيم و مبادا كه مانعى روى دهد كه باعث خلف آن شود پس بسبب احتراز از اين دو اضطراب و بيقرارى[٢] من وعده كسى را پيش خود نگذاشتهام تا روز ديگر خصوصا اضطراب و بيقرارى آن كس كه آن زياده باشد از اضطراب و بيقرارى من، «پس بدرستى كه خلف وعد» بيان وجه ترس از آن مانعيست كه موجب خلف شود، و اين كه ترس از آن باعتبار اينست كه خلف وعده زشت است و از خويهاى كريمان نيست.
٩٦٩٣ ما فرار الكرام من الحمام كفرارهم من البخل و مقارنة اللئام.
[١] - در اصل:« ميكننده».
[٢] - مراد به« دو اضطراب» اضطراب و بيقرارى كسى است كه وعده باو شده، و اضطراب و بيقرارى خود آن حضرت ٧.