شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٢ - ٩٦٧٨ ما المبتلى الذى قد اشتد به البلاء أحوج الى الدعاء من المعافى الذى لا يأمن البلاء
عمل را، مراد منع از اميدهاى درازست و اين كه باعث فراموش كردن اجل و بد كردن عمل مىشود، زيرا كه صاحب اميدهاى دراز مشغول مىگردد بسعى از براى آنها و بفكر اجل و تهيه آن نمىافتد و اعمال را چنانكه بايد بجاى نمىآورد.
٩٦٧٧ ما نزلت آية الا و قد علمت فيما نزلت و أين نزلت فى نهار أو ليل، فى جبل أو سهل، و ان ربى وهب لى قلبا عقولا و لسانا قؤولا[١].
فرود نيامده آيه مگر اين كه و بتحقيق دانستهام كه در چه باب فرود آمده و كجا فرود آمده، در روز يا شب، در كوه يا هموارى، و بدرستى كه پروردگار من بخشيده مراد دلى بسيار دريافت كننده و زبانى كامل در گويندگى، علم بآيات قرآن مجيد بر وجهى كه فرمودهاند از جمله مزايائيست كه مخصوص آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه بوده بعد از نبى ٦ و آنچه آخر فرمودهاند از وصف دل خود و زبان خود اگر چه اصل آنها را اختصاص بآن حضرت صلوات الله و سلامه عليه نبوده و جمعى ديگر نيز شريك بودهاند در آن، نهايت مرتبه كمالى كه در هر يك از آنها در آن حضرت بوده مخصوص آن حضرت بوده و ديگرى از اصحاب را آن مرتبه نبوده، زيرا كه كسى را نزاعى نيست در افزونى علم آن حضرت بر ساير ايشان، و همچنين در اين كه در فصاحت و بلاغت بر همه فائق بوده چنانكه مشهورست كه كلام آن حضرت فوق كلام مخلوق و تحت كلام خالقست.
٩٦٧٨ ما المبتلى الذى قد اشتد به البلاء أحوج الى الدعاء من المعافى الذى لا يأمن البلاء.
نيست مبتلائى كه سخت شده باشد باو بلا محتاجتر بسوى دعا از عافيت داده شده كه ايمن نباشد از بلا، ممكن است كه مراد به «عافيت داده شده كه ايمن نباشد از بلا» كسى باشد كه همواره در عافيت باشد و ايمن نباشد از اين كه همين
[١] - در منتهى الارب گفته:« قؤول كصبور بهمزه و واو گوينده».