شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤٢ - ١٠١٣٣ و لئن أمهل الله تعالى الظالم فلن يفوته أخذه، و هو له بالمرصاد على مجاز طريقه، و موضع الشجا من مجاز ريقه
كه وارد شده باشد، يا طلب كننده كه يافته باشد، ظاهر اينست كه اين كلام معجز نظام را فرموده باشند بعد از اين كه ابن ملجم لعين ضربت زده بوده و آثار شهادت ظاهر شده و مراد اينست كه هيچ أثرى از آثار موت وارد نشد بر من كه ناخوش داشته باشم آنرا و هيچ علامتى از علامات آن ظاهر نشد كه من آنرا نشناخته باشم و بيگانه من باشد بلكه نبودم من نزد آن مگر مانند مسافرى كه وارد شده باشد بمقصد خود يا طلب كننده كه يافته باشد مطلوب خود را، و در بعضى نسخهها «كعابر» بجاى «كغارب» است و آن هم بهمان معنيست.
١٠١٣٢ و الله ما منع الأمن أهله، و أزاح الحق عن مستحقه الا كل كافر جاحد، و منافق ملحد.
سوگند بخدا كه منع نكرده ايمنى را از اهل آن و زايل نكرده حق را از مستحق آن مگر هر كافرى انكار كننده و منافقى ملحد، مراد اينست كه كسى كه اهليت ايمنى داشته باشد يعنى اهل و سزاوار اين باشد كه ايمن باشد از ضرر رسانيدن كسى باو باين كه شرعا مستحق ضررى نباشد منع نمىكند ايمنى را از او و در صدد ايذاء و اضرار او در نمىآيد و او را خائف و ترسناك نمىسازد مگر هر كافر انكار كننده خدا يا روز جزا، يعنى اين معنى همين كار ايشانست و لايق ديگرى نيست، و همچنين زايل كردن حق از مستحق آن نيست مگر عمل هر منافق ملحدى و لايق باو، و از ديگرى بغايت زشت و قبيح است.
١٠١٣٣ و لئن أمهل الله تعالى الظالم فلن يفوته أخذه، و هو له بالمرصاد على مجاز طريقه، و موضع الشجا من مجاز ريقه.
و سوگند بخدا كه اگر مهلت دهد خداى بلند مرتبه ستمگر را پس فوت نخواهد شد او را گرفتن خدا او را، و خدا از براى او بجايگاه انتظار اوست بر گذرگاه راه او و جايگاه آنچه بگيرد گلو را از گذرگاه آب دهن او. اين تتمه كلاميست