ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٨٢ - مقام دوم
٧٦٨/ ٣ دوم مناسبت از جهت ضعف اثرپذيرى ماهيت آينهگيش در تعيّن تجلى.
٧٦٩/ ٣ سوم مناسبتى كه به حسب بهرهورى حقيقت بنده از جهت قابليّتش نسبت به صورت جمعيت الهى حاصل است.
٧٧٠/ ٣ چهارم مناسبت از جهت معادن اصليش كه عبارت از مبدأ تعيّنات ارواح است.
٧٧١/ ٣ پنجم مناسبت از جهت مظاهر ارواح مثالى مطلق.
٧٧٢/ ٣ اما حالى؛ در آن حالات تازه و متجدد نهفته است، چنان كه خداوند مىفرمايد:
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ، يعنى: هر روز او در كار و شأنى است (٢٩- رحمان) يعنى هر لحظهاى در خلق جديدى است، چنان كه فرموده: أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ، يعنى: آيا ما از خلق اول ناتوان بوديم؟ بلكه آنان از خلق جديد به شبههاند (١٥- ق) و از مناسبات حالى مناسبات از جهت مظاهر مثالى به سبب اعمال و اخلاق و صفات آنان است كه به مرور زمان تحول پيدا كرده است.
٧٧٣/ ٣ و اما وقتى؛ وقت را مدخليتى در تعيّن آن نيست؛ هم چنان كه در دو طالع (علوق و تولد- مرگ و ولادت) گذشت، و اگر چه اعتقاد بر اين باشد كه تعلق اثر به سبب وقت و حال به گونه جارى بودن عادت و تأثير حقيقتا از حق متعال است، و پيغمبر ٦ به غلبه وقتى- به حسب مناسبت مخصوص- اشاره كرده و فرموده: ان لله فى ايّام دهركم نفحات الافتعرّضوالها.، يعنى: خداى را در تمام عمرتان نفحه و بوهاى خوش چندى است؛ آگاه باشيد خود را در معرض وزش آن نسيمها قرار دهيد.
٧٧٤/ ٣ حضرت شيخ قدس سره در كتاب نفحات گويد: تعرّض دو قسم است: بدون عمل و آميخته با عمل، بدون از عمل هم خود به دو نوع است: تعرض به واسطه استعداد ذاتى غير مجعول- و آن بالاترين تعرض است- و پس از آن تعرّض به واسطه صفاى روحانى و وسعت فلك معقول آن است، و به حسب قوه روح و شرف و برترى جوهر آن و بلندى مرتبه و حالى كه هنگام تعرض غالب بر آن است تفاوت پيدا مىكند. و فرق بين آن دو اين كه دومى از بهره و نصيب وجودى خودش كه از حق تعالى به واسطه استعداد كلى اوّلش استعدادى جزئى و متجدّد را پذيرفته كه حكم جعل بر آن صدق مىكند به دست مىآيد، و آن ثمره و نتيجه وجود