ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣١٨ - و اما خاتمه تمهيد كلى جملى در بيان متعلق طلب ما به اجمال است و اين كه به كدام اعتبار مراتب استكمال بىپايان مىباشد
٩٠٨/ ٣ گويم:- خدا دانا است- از آنچه شارح (جندى) بيان داشته فهميده مىشود كه بر هر يك از حق و خلق صدق مىكند كه او ظاهر و مظهر و غيب و شهادت (پنهان و آشكار) است و هر يك از آن دو آينه ديگرى است، و نيز از قول شيخ اكبر دانسته مىشود كه تو آينه اويى در مشاهدهاش مر اسماء خود را و ظهور احكام آنها، و اين جز عين او نيست؛ يعنى مظهر اسماء او عين مظهر عين او است و عكس آن نيز لازم مىآيد، براى اين كه عين عين؛ عين است، چون در قواعد ايشان ثابت شده كه هر موجودى- هرچه مىخواهد باشد- به واسطه وجودش مظهر تجلى ذاتى او است و به سبب خصوصيّتش مظهر اسماء مخصوص او است، اما عموم مظهريت به اعتبار تعلق است؛ ولى از طرف خلق، و چون تعيّنات اعيان ثابته خلق عين تعيّنات اسماء حق است؛ ظهور نفس خلق در حق عين ظهور احوال آنان است، براى اين كه ذات اعيان ثابته ايشان كه عبارت از نسبتهاى علم حق است همان شئون و صفات اويند، پس فرقى بين اين كه حق آينه نفس خلق باشد و يا آينه احوال ايشان باشد نيست جز به اعتبار متبوع بودن برخى از احوال آنان؛ مانند حقايق ايشان و تبعيّت بعضى از آنها، چون در حقيقت هيچ ذاتى حق نيست، پس آينه بودن اگرچه از دو طرف صادق است؛ به هر يك از دو اعتبار صدق مىكند، ولى فرق بين دو اعتبار در اين است كه آينه بودن از طرف خلق اعتبارى است، همچنان كه شئون متعدد كه به نام اسماء ناميده مىشود در طرف حق اعتبارى است، پس براى آگاهى دادن بر اين دو راز مهم حضرت شيخ قدس سره عبارت را تغيير داده و گفته: تو آينه اويى و او آينه احوال تو.
٩٠٩/ ٣ سپس (گوييم:) بدان كه حكم اسماء در عالم به يكى از وجوه سهگانه مىباشد:
٩١٠/ ٣ يا به واسطه تعلق آنها است كه به همه تعلق گرفته، چون هر موجودى- ذات باشد و يا صفت و يا فعل- مقدور قدرت او است، برعكس (نظر) كسى كه از دفتر مخاطبان محو شده است، و همينطور معلوم علم او[١]، برعكس نظر برخى از اهل نظر (كه گويند) در جزئيات به وجه جزئى است، و دلايل بطلان اين مطلب گفته شد، و همچنين مراد اراده[٢] او كه
[١] - يعنى به معلوم علم او تعلق گرفته است. م
[٢] - تعلق گرفته است. م