ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٤١ - سئوال چهاردهم تقابل دو نسخه به دو ذوق چگونه دانسته مىشود؟
٢٦٧/ ٥ و تمام اينها از احكام اجتماعات اسمائى است كه نخست در عالم ارواح ظاهر مىشود- همچنان كه در تفسير بيان داشته است- سپس در عالم طبيعت و پس از آن در آنچه بين دو عالم است؛ تا جايى كه اعتدالات سهگانه را در امتزاجات سهگانه در انسان كامل اعتبار مىكند، چنانكه گويد: سپس ارتباط ظاهر بين اشياء است كه عبارت از حكم آن جمع و مناسبت مىباشد، همچنان كه انفصال و افتراق عبارت است از حكم مباينت به واسطه غلبه حكم امتياز بر حكم اتحاد و اشتراك، وقتى ظاهر شد به نام صداقت و يا عداوت و يا محبت و خصومت و يا امثال اينها ناميده مىشود، و چون از حيث بطونش تعقل شود به نام جنسيّت و يا نوعيّت و يا تضاد و يا تناقض و يا مداخلت و يا مباينت و يا امثال اينها ناميده مىشود.
٢٦٨/ ٥ سپس (گوييم:) هر يك از ظهور و بطون و ارتباط و انفصال براى مراتب الهى و كونى و هرچه كه در آنها و بين آنها است- چه جاودانه باشند و چه مقيد به زمان و مشروط- ذاتى مىباشد، و به واسطه وجود است كه امتياز پنهان در آنها و در دو مرتبه (الهى و كونى) آشكار مىشود، و مشروط بودن منافى ذاتى بودن نيست، چون جايز است كه يك ذات احوال مختلف- به واسطه شرطهاى مختلف- داشته باشد، مانند طبيعت واحد كه اقتضاى سكون را- به شرط حصول در مكان طبيعى- و حركت را به شرط خارج شدن از آنجا دارد.
٢٦٩/ ٥ سپس گوييم: شمار موجودات به مقدار شمار رقايق اسماء و صفات و احكام آنها است، براى اينكه هر موجودى را اسمى است كه تدبير كار او مىكند و بدو تعلق دارد، و تعلق آن عبارت است از رقيقه؛ و در بردارنده صفتى است كه تعلق به دو دارد و صورت اين موجود حكم اين اسم مىباشد، اين بدان جهت است كه هر نسبت و تعلقى براى اسم حكم آن اسم است چون به واسطه آن (اسم) حصول پيدا كرده است، و هر حكمى صورتى است كه بدان صاحبش شناخته مىشود؛ و هر صورتى مجلايى براى اين اسم داراى صورت است كه از مجلايى كه جامع تمام مجالى است اختصاص يافته، و آن اصل تمام مجالى نسبت به مطلق حقيقت الحقايق امكانى مىباشد و تجلى كننده حق تعالى است به احوال ذاتى خود كه به ذات خود از هم امتياز دارند. اما اوّلى؛ براى اينكه علم او به اسمائش از عين علم او به ذات