ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٠٠ - فصل ششم در اين كه هيچ چيزى به واسطه غير خود از جهت مغايرت و مخالفت دانسته نمىشود
ما به غير آنها- پوشيده مىشود، از اين روى گفته شده: گذشت زمان فراموشى مىآورد.
١٣٠/ ٣ و يا در طور نظر است؛ براى اين كه نظر يا رسمى است، و آن به واسطه خواص و لوازم بوده كه هر دو مباين و جداى از معروف نمىباشند، و يا حدّ حقيقى و يا اسمى است[١]، و آن[٢] تفصيل مجمل محدود است- با اين كه در حقيقت عين آن است- و تحقيق آن چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير فاتحه اشاره كرده و آن اين كه: معرفت حدى[٣]؛ متعلقش نسبتهاى ثبوتى و يا سلبى است؛ نه حقايق، چون گفته شد كه آنها به واسطه نظر دانسته نمىشوند[٤]. و هر مركبى منتهى به بسيط مىشود و اجزاى هر بسيطى؛ اجزاء و بخشهاى حقيقى نيستند، بلكه فقط براى حدّ آن هستند و آن هم چيزى است كه عقل در مرتبه ذهنى فرض مىكند، ولى او در ذات خود- از آن جهت كه خودش است- غير معلوم است تا آنكه اجزا از او نفى شود- نفى حقيقى- و يا دربارهاش اثبات گردد.
١٣١/ ٣ و يا اين كه برهان است، و آن عبارت است از ادراك آنچه كه استدلال به صدق آن (قضيه) بر موضوع نتيجه- از حالاتش بر صدق محمولش- مىنمايد، و امور صادق بر شئى[٥]؛ در وجود با آن متحداند، زيرا اتحاد در وجود مدار درستى صدق است، پس از جهت اتحادش با آن حالش دانسته مىشود.
١٣٢/ ٣ اگر گويى: آيا نه اين است كه تعريف شئى به خودش محال و ممتنع است؟ به جهت ممتنع بودن اين كه پيش از دانسته شدن دانسته شود، و نتيجه بخشيدن شئى خودش را تحصيل حاصل است، وگرنه بايد حق متعال قدرت بر آن شئى را نداشته باشد، در حالى كه خداوند از آنچه شايسته و در خور (عظمت) او نيست منزه و برتر است. از ان روى اثبات مغايرت بين حد و محدود به تفصيل و اجمال؛ و بين برهان و نتيجه- به واسطه وجوب و لزوم اشتمال آن بر حدود سه گانه كه حد وسط آنها تكرار پذير است- كردهاند، يعنى به علّت سه
[١] - چون نظر يا حقيقى است و يا اسمى.
[٢] - يعنى اسمى، اما حقيقى امكان ندارد.
[٣] - يعنى صاحب معرفت حدّى مىداند نسبتهاى حقايق و يا معرفت حقايق اشيا از جهت اطلاق و بساطت آنها در حضرت غيب كه معدن آنها است از راه نظر غير ممكن است.
[٤] - يعنى در فصل سوم از فاتحه.
[٥] - يعنى اتحاد شئى با امور صادق بر شئى. م