ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٨٢ - سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است؟
است بالفعل حاصل مىباشد- علمى نظرى و يا شهودى و به حسب اثرگذارى مرتبه در او-
٨٣/ ٥ اين جا دو امر پيدا مىشود: نخست اينكه چگونگى وجود انسان؛ از آن جهت كه حق تعالى پديد آورنده او است، و گويى كه مراد از مفتاح بودن مفاتيح اوّلين كه آنها را جز خدا كسى نمىداند آن (مرتبه) است، همچنان كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير گفته: نه آشكار مىشود و نه تعيّن آنها از جهت نظرى و يا شهودى دانسته مىشود، و اين بدان جهت است كه محل حيرت بزرگان اهل الله از كاملان مىباشد؛ تا چه رسد به غير ايشان، براى اينكه كاملان را نيز در علم به خدا و به ايجاد او حيرتى است كه بعضى عميقتر از بعض ديگر مىباشد؛ اگر چه حيرتشان محمود و پسنديده است.
٨٤/ ٥ توضيح اين با استنباط از آنچه حضرت شيخ قدس سره در تفسير آيه «و لا الضالين»- پس از آنكه بيان داشته ضلالت همان حيرت است- گفته: حيرت در خدا يا مذموم و ناپسند است و يا محمود و پسنديده، حيرت مذموم حيرت عامه و متوسطان است و حيرت محمود حيرتى است كه بزرگان آن را تمنّا مىكنند و جاودانه در آن ترقى دارند.
٨٥/ ٥ اما حيرت عامه در خدا؛ مطلوب و طلب و سرّ آن اين است كه انسان نيازمند است و در هر نفسى ذاتا طالب است و مطلوبش كمال متعيّن است به حسب همّتش و مناسبتش كه باعث و برانگيزاننده طلب است، پس مادام غايتى كه آن را اراده نكرده باشد و يا اعتقادى كه بدان معتقد نشده باشد او را نباشد؛ همينطور حيرتزده باقى مىماند، چون نشأه مقيد او را بىنيازى از امرى كه نفسش را بدان مربوط سازد و يا اعتقادى كه بر آن تكيه كند نيست؛ و همينطور در شغل و حرفهاش، و چون مناسبت مرتبيّت از جهت ديدن و يا شنيدن او را جذب كرد و كشيد، به آنچه كه مناسبش است جذب و كشيده مىشود، بنابراين اختلاف انگيزهها سبب پخش شدن و كثرت اديان و مذاهب- آنگونه كه حق تعالى آن را به واسطه رسولان و انبياء و هر پيشواى صاحب حقى معين كرده است- مىباشد.
٨٦/ ٥ اين حيرت حكمش شمول و فراگيرى دارد و اولين چيزى كه آن را زايل مىكند مزيّت دادن مطلب است و بعد شناخت راه رسيدن و سپس سبب حاصل شده و پس از آن يارى كردن در تحصيل و به دست آوردن و بعد از آن شناخت بازدارندهها و چگونگى از بين بردن