ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٦٢ - اصل دوازدهم در ترتيب ظهور موجودات پس از برانگيخته شدن قلم و لوح مانند تعين عالم مثال است بعد از تعين عالم ملكوت - از عالم جبروت
آمدهاند، براى اينكه ما گفتيم آن (وجود مطلق) در ذات خودش؛ در هر متعيّنى غير متعين است و هر تعيّنى نسبتى از نسبتهاى آن است، بنابراين شدت و ضعف در ظهور آثار آن است- به حسب نسبتهاى مختلف آن حسب اختلاف قابليات- اما به حسب ذاتش: هر چيزى در آن همه چيز هست، و اين نزد من تحقيق در هر حقيقتى مىباشد.
٥٠٥/ ٤ ششم اينكه: محقق طوسى آنان (يعنى مشائيان) در شرح اشارات (ابن سينا) گفته: صادر از فاعل همان وجود است، ولى ماهيت لازم وجود صادر است و در خارج تابع آن (يعنى وجود) است و در عقل متبوع آن مىباشد. اين سخن صريحى است بر اينكه وجود امرى حقيقى (و اصيل) است و ماهيت اعتبار عقلى مىباشد، بنابراين موجودات خارجى در مقام تحقيق يك چيزاند كه آن مطلق وجود است و ماهيات هيئآت و شكلهايى براى آن وجود مطلقاند كه در مقام تعقل به واسطه ماهيات، وجودات خاصه كه اعيان و موجودات خارجىاند اختلاف پيدا مىكنند.
٥٠٨/ ٤ و اما شبهات يازدهاند:
٥٠٩/ ٤ از آن جمله اين كه گفته شد: آن (وجود مطلق) طبيعت مشكك است و عرضى و معلول معروضات است.
٥١٠/ ٤ جوابش گذشت كه: تشكيك در نسبتهاى آن است (نه در ذاتش).
٥١١/ ٤ از آن جمله اينكه: آن صفت براى ماهيت است و صفت نياز به موصوف دارد و نيازمند به غير ممكن است.
٥١٢/ ٤ جوابش اينكه: صفت موجوديّت عبارت از نسبتش به ماهيت است؛ و نسبت صفت را براى هر دو منتسب- به دو اعتبار- درست مىكند، وگرنه در واقع ماهيت صفت آن است.
٥١٣/ ٤ از آن جمله چيزى است كه جوابش از پريشانگويى ايشان ظاهر و روشن است و آن اينكه: وجود امرى اعتبارى است، چون اگر براى موجود ثابت و محقق بود؛ از وجود موصوف تأخر داشت و در نتيجه از خودش متأخر بود. (جواب اينكه:) مقتضى پيش بودن وجود موصوف؛ صفتى است غير وجود، اما وجود- با او است-. و از آنچه كه باز جوابش