ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧١٣ - سئوال هشتم آيا بازگشت انسان به عين آنچه از آن صادر شده مىباشد
چيزى در آن همه چيز هست؛ خواه اثرش ظاهر شده باشد يا نشده باشد. و نيز اين حكم جمعيت كبرا است و آن جمعيّت الهى است كه نخست به حسب مراتب الهى در صورت كلى وجودى و علمى مرتبتى نخستين ظاهر است، و شأن اين جمعيّت اين است كه هركس آن را دانست و آنچه در اينجا از راز سرايت آن در هر موجودى بيان شد دانست؛ نسبت جمعيّت او را از اين جمعيت خواهد دانست، و خواهد دانست كه حكم و حال در فراخناى وجود و دايره مرتبه او و اجزايى كه تجزيه و قسمت را از آن مىپذيرند؛ همانگونه است كه امر در مطلق صورت كلى وجودى و علمى مىباشد، حال بهره و نصيب او را از اصل امر بنگر تا قدر و غايت طور او را بدانى و نيز راز ايجاد و حكم و سبب آن را هم بدانى.
سئوال هفتم غايت انسان در آمدنش چيست؟
و ناگزير در تبيانش قسط و عدلى بايد باشد ١٧٨/ ٥ جوابش اينكه: هر انسانى را غايتى به واسطه حكم كلى است و غايتى به واسطه حكم تفصيلى، و نيز غايتى از حيث علم مستمر او است كه داراى حكم متعددى است و غايتى كه فقط از حيث علم او مىباشد، پس غايت او از وجه كلى و به حسب عمل خوب همان چيزى است كه آخر عمرش از كمالات حاصل شده به واسطه اين نشأه عنصرى بدان منتهى مىشود، ولى از حيث تفصيل و به حسب علم تنها؛ نه او را غايتى است و نه استقرارى، چون معلومات و مقدورات را نهايتى نيست، پس مادام كه معلوم و يا مقدور هست؛ شئون آرام ندارد و نقص از بين رفتنى نيست.
سئوال هشتم آيا بازگشت انسان به عين آنچه از آن صادر شده مىباشد
و يا مثل آن- اگر مثل بودن درست باشد- چون شئى معدوم به عين و به مثلش از هر جهت باز نمىگردد و از اين روى تجلى تكرار نمىپذيرد ١٧٩/ ٥ جوابش اينكه: بازگشتش به آنچه كه از آن صادر شده و تعيّن يافته- فقط از