ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٩ - فصل چهارم در بيان موضوع و مبادى علم تحقيق و مسائل آن
٧١/ ٢ هشتم طهارت سرّ است- كه سرّ خود بهرهاى از مطلق تجلى جمعى است كه از جهت اين بهره و نصيب استناد به حق مطلق داده و مرتبط به وى مىشود- و آن (طهارت سرّ) اتصال او است به حق مطلق جامع؛ و از بين رفتن احكام تقييدى كه به واسطه معيّت (حق تعالى) با عين ثابت- كه خود مجلاى قابل براى اين تجلى است و مقيد به آن است[١]- عارض گرديده است.
٧٢/ ٢ نهم طهارت خاص انسان است- پس از گذشتنش از طهارت بدن و روح و سرش- به مقدار تحققش به حق متعال و بهرهورى و نصيبش از تجلى ذاتى؛ كه پس از اين تجلى ديگر حجابى وجود ندارد و كاملان را بعد از اين تجلى مقامى نيست (و اين تجلى) همراه با حضور تام و معيّت منبسط ذاتى است بر عوالم غيب و شهادت و آنچه را كه اين دو عالم پيدا و پنهان درخور دارند.
٧٣/ ٢ حضرت شيخ قدس سره گويد: طهارت ارواح و قلبها موجب فزونى رزق معنوى و پذيرش عطايا و دهشهاى الهى- آنگونه كه شايسته است- مىشود، و طهارت صورت لزوم فزونى رزق حسّى را- همانگونه كه در تبعيت عالم صور مرا ارواح را در وجود و احكام دانستى- واجب و ضرورى مىدارد.
فصل چهارم در بيان موضوع و مبادى علم تحقيق و مسائل آن
كه به مقدار توفيق به برهان نظرى و يا كشفى اثبات شده ٧٤/ ٢ علوم در اينكه هر يك داراى موضوعى هستند اشتراك دارند، زيرا تمايز ذاتى آنها بدان (موضوع) بستگى دارد، و همينطور داراى مبادى هستند، براى اينكه مبادى (مطالب و مسائل) علمى؛ فطرى نبوده و به ذات خويش واضحاند؛ ولى ناگزير از تفسير و روشنسازى است. و همين طور علوم؛ داراى مسائلاند، چون مسائل است كه مورد هدف
[١] - يعنى عين ثابت مقيد به تجلى است. م- زيرا احكام هر تجلى و صفات آن تابع آن مجلايى است كه آينه همان تجلى است، و اين از سنت و روش حق تعالى است و هيچگاه در سنت حق متعال تبديلى نخواهى يافت.