ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧١٤ - سئوال نهم مراد از انسان مطلقا از حيث اراده اصلى الهى و به اعتبار مطلق مرتبه انسانى چيست؟
حيث مرتبه- مىباشد، چون تمايز مراتب در «عماء» است و باز گرديدن شئى معدوم و تكرار تجلى- هيچ كدام- لازم نمىآيد، براى اينكه مرتبه محلّ تجلى است نه عين آن؛ و (بازگشتش) به مثل آن- نه عين آن- از حيث مرتبه و وجود با هم- مىباشد؛ يعنى به اعتبار مجموع.
١٨٠/ ٥ اما اينكه (بازگشتش) به آنچه كه از آن صادر شده؛ يعنى از حيث مرتبه مىباشد (جوابش اين است كه:) وجود دايرهاى است و حال تجلّيش دورى است، و نهايت هر دايره معنوى و يا حسّى نقطهاى است كه آغاز آن دايره؛ به حركتى حبّى كه برانگيزاننده طلب است مىباشد، خواه حركت؛ معنوى عقلى تعقل شود و يا روحانى مجرد و يا روحانى مثالى؛ يعنى در مظهرى مثالى و يا صورتى كه جامع خواص اين حركات سهگانه- مانند حركات افلاك- مىباشد تعقّل شود، و از جمله آنها آسمان اهل الله است براى آنكس كه قلبش زنده است و نفسش مرده.
١٨١/ ٥ و اما اين كه بازگشتش به مثل آن از حيث مجموع وجود و مرتبه باشد (جوابش اين است كه:) به واسطه اختلاف حال و حكم و اسم در هر وقتى و به حسب هر كيفيت مىباشد- اگرچه ذات اتحاد دارد- پس هر وجودى در آغاز از جهت علم و يا روح امتياز دارد و رنگپذير به احكام صورت نمىباشد؛ ولى در آخر امتياز دارد؛ اما رنگپذير به احكام صورت مىباشد، پس در اول؛ موجودات علمى و يا روحانى جز نقطههايى پهلوى هم نيستند، و در دوم؛ حكم اتصال به واسطه وجود سارى بين آنها ظاهر مىشود، لذا محيط و دايره ناميده مىشود و داراى بخشها و جهات فرض شدهاى مىگردد كه پيش از جمع و تركيبى كه عبارت از صورت جمع و حكم سريان وجود منبسط بر حقايق ممكنات است ظاهر نبود.
سئوال نهم مراد از انسان مطلقا از حيث اراده اصلى الهى و به اعتبار مطلق مرتبه انسانى چيست؟
و مراد از خصوصيت او به حكم استعداد خاص او در هر وقتى چيست؟ ١٨٢/ ٥ جوابش اينكه: مراد از مطلق انسان از حيث اراده الهى؛ كمال جلا و استجلا است كه بارها گفته شد، ولى با شرطها و حقوق عام و خاصّش كه برايش ثابت است و بر وى