ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٣٦ - اشارهاى شريف و لطيف به راز ستيز ملكوتى كه گاهى از جانب فرشتگان است
او مريم] دميديم (٩١- انبياء)
٧٧٤/ ٤ و چون صورت آدم و معنايش كمال يافت و روحى براى نشأه تمام عالم؛ و مجلاى كاملى براى ظهور صورت حق و تمام اسماء حسناى او گشت؛ حق متعال آغاز در تكميلش كرد و تكميل صورت جمعيت او را به علم اسماء بر اجزايش پيش انداخت، زيرا علم كنه و حقيقت ذات ممتنع و محال است، چنان كه فرموده: وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها، يعنى: و همه اسماء را به آدم بياموخت (٣١- بقره) و اسماء در واقع عبارت از تعيّنات نور وجوداند كه به حكم معانى و حقايق متحقق و ثابتاند، خواه مفيض (فيضبخش) باشند و خواه مفاض (فيضگير)، و الفاظ؛ اسماء اسماءاند، لذا در بيان الهى «كلّها- همه آنها» به صورت تأكيد آمده، چون در آن اسماء لفظى و نوشتنى در اسمائى كه مقصود از آنها مطلقا تعينات وجودى است داخل شده، لذا آن را به صيغهاى كه اختصاص به صاحبان خرد دارد بيان داشت، مانند لفظ «هم- آنان» و «هئولاء- اينان» گويى حق تعالى آدم را حقيقت ذات آدم؛ و هرچه كه حقيقت و وجود او بر آن اشتمال دارد؛ يعنى از اسماء و صفات و حقايق حقّى و خلقى ثابت كه در مرتبه دوم از هم متمايزاند تعليم كرد، نه اسماء ذاتى ثابت در مرتبه اول را، براى اينكه آنها مسماهاى اين اسماءاند كه وجود عالم بدانها تعلق دارد، پس خود را بدانها شناخت و خدايش را به خودش؛ و ذاتش از جهت جمعيّتش كمال يافت.
٧٧٥/ ٤ پس از آن از جهت خصوصىترين اجزايش كه فرشتگاناند آغاز در تكميلش كرد، لذا آنچه را كه به آدم تعليم كرده بود و ذاتش از جهت حقى و خلقى بر آن اشتمال داشت بر فرشتگان عرضه كرد و فرمود: أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ، يعنى: اگر راست مىگوئيد مرا از نام اينان خبر دهيد (٣١- بقره) يعنى اگر مىپنداريد كه شايستگى خلافت را داريد مرا از اسماء آنچه كه در باطنهاى شما از احكام امكانى است و در شما اين اقتضا را دارد كه تعصّب بورزيد و عيب بگيريد و ديگر نقايص گفته شده را آشكار نمائيد خبر دهيد، و نيز از اسماء آنچه كه در ظاهر شما از وجود است و آنچه از آنكه در عوالم شما از ملكوت و باطن هر چيزى افاضه و ريزش مىكند؛ و از اسماء آنچه كه