ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٣٥ - سئوال چهاردهم تقابل دو نسخه به دو ذوق چگونه دانسته مىشود؟
است، امير (فرمانروا) مانند خورشيد است و وزير مانند قمر است و كاتب (منشى امير) مانند عطارد است و لاهى (بىخبر) مانند زهره و لشكرى مانند مريخ و قاضى مانند مشترى و دهقان مانند زحل است، اينها و تمام اينها خاص جسد است.
٢٤٦/ ٥ و اما به اعتبار نفس (ناطقه): پس نفس انسانى مانند پادشاه است و جسد مانند شهر و قوا مانند لشكر و اعضا مانند عموم مردم و خدمتكاران و حواس ظاهرى مانند خبر آوراناند كه در هر ناحيهاى از مملكت نصب و گمارده شده باشند تا هر يك خبر مخصوص خود را (به پادشاه) برساند و در اين با ديگرى مشاركت ندارد.
٢٤٧/ ٥ سپس قواى پنجگانه باطنى نفس ناطقه است، سهتاى از آنها مانند نديمان و حاجبان و خواصاند كه بر رازهاى پادشاه و سلطنت آگاهاند، و آنها عبارتند از متخيله كه در جلو مغز است و مفكره كه در وسطش است و حافظه كه در عقب مغز است. و چهارم كه ناطقه است مانند ترجمان است كه آنچه را در ضمير و انديشه پادشاه است تعبير مىكند. و پنجم كه عاقله است مانند وزير مدبّر و دانا است براى ضبط و نگاهدارى مملكت و سياست رعيت، و اين قوا در اكمال و اتمام كار سلطنت متفاوتاند، متخيله صور محسوسات را از حواس ظاهرى مىگيرد و آنها را تسليم مفكّره مىكند، و مفكّره حق و باطل را جدا مىكند و آن را تسليم حافظه مىنمايد تا ذاكره از آن بگيرد و ناطقه آن را به عبارتى كه موافق اراده نفس است تعبير و ظاهر كند تا عاقله بتواند آن را در اعمال مذكور خود در كار بگيرد.
٢٤٨/ ٥ و اين محكمترين دليل است بر اين كه نفس كلى قوايى پخش شده در آسمانها و اركان (چهارگانه) و مولدات (سهگانه) است؛ براى محافظت مخلوقات و اصلاح آنها، و آنها فرشتگان و خواص حق سبحاناند؛ چنانكه مىفرمايد: لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ يعنى: خداى را در مورد آنچه فرمانشان داده سركشى نمىكنند و هرچه فرمانشان دهند انجام دهند (٦- تحريم) و ظاهر شود كه: لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ، يعنى: در آسمانها و زمين هموزن ذرهاى از او پنهان نيست (٣- سبا) براى اينكه شأن نفس جزئى در كشورش- يعنى بدن- با فقر و نياز داشتن و ناتوان بودنش اينگونه است، بنابراين خالق همه موجودات و تواناى بر تمام امور به اين امر (يعنى آگاهى بر تمام امور)